تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم دی 1389 | 2:35 | نویسنده : حسن پیامنی

                     

مقـدمه

بشر از بدو تولد مهم ترين عامل بقای خود را حرکت می دانست فراز از دست حيوانات قدرتمند و وحشی حمله به حيوانات ديگر برای شکار و مصرف گوشت و غذا به اين شکل حرکت مهم ترين رکن زندگی بود با افزايش جمعيت بر روی زمين افرادی که دارای قدرت بدنی بالا بودند برای بدست آوردن آنچه نياز و ميل با مشکل کمتری مواجه بودن و براحتی هر مکان يا دشتی را که برای کشاورزی می خواستند بدست می آوردند .

سالها گذشت تا ورزش بعنوان عامل رقابت و نزديکی قهرمانان ملل مختلف معرفی شد اولين مسابقات در الميپاد کشور يونان بود که قهرمانهای چند کشور در آنجا با هم و حريفان ديگرمبارزه می کردند. قدرت بدنی بالا کافی نبود بلکه بايد با تکنيک و روحيه ی بالا با حريفان مقابله کرد آرامش قبل از مسابقه برای نمايش خوب يک ورزشکار لازم بود حضور علم روانشناسی امروزه فقط به برتری ورزشکار کمک بلکه برای داشتن جامعه ای که بتواند دارای آرامش نسبی باشد و بهداشت روانی آن در سطح بالا باشد و کمک به اعضای يک جامعه ورزش را به عنوان يک راه درمان برای برخی بيماريهای روانی معرفی می کند در اين بحث سعی شده با استفاده از پرسشنامه و منابع علمی بهداشت روانی در ورزشکاران و افراد عادی مورد مقايسه قرار گيرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهميت و ضرورت

اهميت اين پژوهش به اين خاطر مورد نظر پژوهشگر است که می توان در صورت فهميدن ارتباط بهداشت روانی و ورزش می توان با ترغيب و تشويق بيشتر افراد طرف ورزش تشويق کرد ، در اين پژوهش هم می توان با شناخت ضعفهای که افراد غير ورزشکار دارند ورزش را به عنوان يک راه پيشگيری درمانی مطمئن به آنها سفارش کرد

 

بيان مسئله و هدف

در جامعه ای که ما زندگی می کنيم اغلب آنهايی که برای سلامتی خود تحرک لازم را دارند دارای سلامت جسمی و بهتر به نظر می رسد که از اضطرابها و استرسها ... نصيب کمتری دارند .

مسئله مورد پژوهش ، پژوهشگر مقايسه بهداشت روانی در ورزشکاران و غير ورزشکاران است با مشاهده آرامش بهتر و قدرت روانی و جسمانی ورزشکاران و حتی آنها در تحصيل اين مسئله پژوهشگر را در انجام اين رساله بيشتر ترغيب می کند .

هدف پژوهشگر اين است که بفهمد آيا بين بهداشت روانی ورزشکاران و غير ورزشکاران تفاوتی هست ؟

 

فرضيه پژوهش

فرضيه پژوهش عبارت است از اينکه بهداشت روانی در ورزشکاران و غير ورزشکارن تفاوت معنی داری وجود دارد .

 

تعاريف عملياتی

بعد از نوشتن تعريف نظری

بهداشت روانی : در اينجا بهداشت روانی به مسئله ای گفته می شود که توسط پرسشنامه GHQ (سلامت عمومی ) سنجيده می شود.

ورزشکار افرادی که در طول هفته حداقل سه جلسه تمرين جسمی منظم بيشتر از يک ساعت دارند .

غير ورزشکار : افرادی که از لحاظ ظاهری سالم اما ورزش به طور منظم را انجام نمی دادند

 

تعريف نظری

بهداشت روانی عبارت است از مجموعه عواملی که در پيشگيری از ايجاد يا پيشرفت روند و خامت اختلالات شناختی ، احساسی و رفتاری در انسان نقش موثر دارند (گپلن1964)

 

مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد تحقيق

در مورد منابع مربوط به موضوع پژوهش در کشور ما موضوع پژوهش توسط دکتر رفيعی در دانشگاه تبريز (س1368) استفاده شده و پژوهشگر منبع ديگری را مشاهده نکرده اما در منابع خارجی کتاب روانشناسی سلامت (رابين ديماتئو کاويانی ، عباسپور 1987م)مطالبی که به پيشبرد بحث کمک می کرد وجود داشت ، رساله تحقيقی دکتر آن ماری برد (روانشناسی و رفتار ورزشی ترجمه حسن مرتضوی ) در مورد روانشناسی افراد ورزشکار برای برتری به رقيبان استفاده شده است و کمتر به افرا غير ورزشکار توجه کرده است .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصـل دوم

ورزش در آغاز پديده ای جسمی بود که با گذشت زمان و پيش آمدن مشکلات روانی به يکی از موارد پيشگيری يا حتی درمان مشکلات روانی تبديل شد در اين فصل ابتدا در مورد ورزش و سپس رابطه آن با روان و اثرات متقابل آنها به روی مهم مطالبی بيان می شود .

 

تاثير ورزش در رفتار اجتماعی و فردی

ورزش عامل فرهنگی است که در روند اجتماعی شدن تاثير گذار است اجتماعی شدن بخشی از تکامل شخصيت انسانهاست که طی آن فرد ارزشهای گروهی را در ارزشهای فردی خود مستحيل و نهايتا" آنها را جانشين ارزشهای فردی می کند در رقابتهای ورزشی شخص الزاما" ارزشهای خود را با ارزشهای ديگران هماهنگ می سازد که اين خودگاهی به سوی رعايت حقوق فردی و اجتماعی ديگران است .توسعه فعاليتهای ورزشی در جامعه و سوق دادن افراد به شرکت در اين گونه فعاليتها از راههای گوناگون ممکن است بر عاملهای اجتماعی آن جامعه اثرهای مثبتی باشد و تغييراتی در رفتار اجتماعی فرد در مقابل جامعه ايجاد کند (فراهانی1383) البته اين تغييرات بستگی به فرهنگ و ارزشهای معمول جامعه و شخصيت اجتماعی افراد نيز دارد . بخشی از تغيير رفتارهای اجتماعی که در نتيجه شرکت در محيطهای ورزشی حاصل می شود به شرح زير است .

1- بروز شخصيت اجتماعی

شخصيت اجتماعی بيان کننده رشد صحيح و طبيعی روانی افراد است چنانچه تربيت بدنی در جامعه مطابق با اصول اين علم در نظر باشد افراد ورزشکار از فرد گرايی و خود محوری بر کنار می مانند و رشد و حيات طبيعی در فرد بهبود می يابد که در نتيجه شکوفا شدن اين استعداد فرد با ساير افراد اجتماع آسانتر ارتباط برقرار می کند و در کنار آنها زندگی می کند .

2- احترام بر قوانين اجتماعی

از آنجا که انجام مهارتهای ورزشی طبق قوانين و مقررات خاص هر رشته اجرا می شود و رعايت مقررات بازی برای کليه بازيکنان الزامی است بازی موقعيتی است برای آموزش رعايت مقررات و قراردادهای اجتماعی خصوصا" برای کودکان که در سنين اوليه با مقررات اجتماعی درگير نيستند تاثير کاربردی دارد .

3- قضاوت اجتماعی

ورزش پديده ای است که در آن رقابت نقش مهمی ايفا می کند و دستيابی به نتيجه گاه با اختلاف نظر پراکندگی در تصميم گيری و در نهايت قضاوتهای مختلف همراه است قضاوت يا از طرف بازيکنان و يا يک نفر ديگر به عنوان داور انجام می شود که در هر صورت رعايت آن برای کليه افراد لازم اجرا است در ننتيجه شرکت در فعاليتهای ورزشی افراد برای قضاوت بهتر در جامعه آماده می شوند و به تصميمات اتخاذ شده احترام می گذارند و بدان عمل می کنند .

4- بروز استعدادهای اجتماعی

تربيت بدنی و ورزش وقتی توسط گروههای سنی يکسان انجام پذيرد موجب می شود برخی استعدادهای نهفته و افراد که با فعاليتهای فردی بروز نمی کند در محيطهای ورزشی شکوفا شود کودکان و نوجوانان از طريق روابط ورزشی – اجتماعی درک ضعفهای اجتماعی خود کسب تجربيات جديد و تصحيح تجربيات گذشته و ساير خصوصيات اجتماعی را در خود پرورش می دهند (همان منبع )

5- توانايی برقراری روابط اجتماعی

حالت گوشه گيری و دوری جستن از اجتماع ممکن است در هر سنی خصوصا" در مراحل اوليه کودکی يا نوجوانی در بعضی از افراد ايجاد شود که در نتيجه توانايی فرد در برقراری ارتباط با ديگران ضعيف می شود . ورزش و تربيت بدنی و شرکت در مکانهای ورزشی موجب افزايش توانايی فرد در ايجاد ارتباط با ديگران می شود بازی با ديگران پروژه خجالت بی مورد را بر می دارد و فرد را برای ورود به اجتماع آماده می سازد فرد می تواند خصوصيات خود را در کنار ورزش به ديگران منتقل کند و حرفهای گفتنی خود را به زبان آورد کودک از راه بازی با ديگران روش همکاری داد وستد و ساختن شخصيت خود را در گروه می آموزد کودک به وسيله بازی ياد می گيرد که چگونه با ديگران ارتباط برقرار سازد و مشکلات مربوط به روابط اجتماعی را حل کند و زندگی اجتماعی را بياموزد و از همين طريق است که کودکان با دنيای بزرگسالان آشنا می شوند

6- احيای حس مسئوليت پذيری اجتماعی

ميدان ورزشی کلاسی است برای تقويت احساس مسئوليت پذيری در صحنه اجتماع در اين راستاست که هر کس در قبال ديگران خود را مسئول می داند

اجتماع بر اثر احساس مسئوليت فرد فرد خود می تواند پيروز سربلند باشد موانع ترقی و تعالی را از سر راه بر دارد وراحت تر در رسيدن به اهداف خود گام نهد .

ويژگيهای روانی افراد بر اثر ورزش تغيير می کنند

تربيت بدنی بخشی از تعليم و تربيت است که از طريق حرکت و فعاليتهای جسمانی جريان رشد را در تمام ابعاد انسانی تسهيل و هماهنگ و به شکوفايی و تکوين استعدادهای انسان کمک می کند .

در روند تعليم و تربيت يک رشته از مفاهيم تربيتی را نمی توان در کلاسهای درسی و نظری ياد داد و بهتر است آنها را از طريق فعاليتهای جسمانی و بازی در قالب سرگرميها و به افراد آموزش داد .

اين موضوع در يادگيری و آموزش کودکان بيشتر مورد توجه و دارای اهميت خاصی است امروزه روانشناسان فعاليتهای حرکتی را وسيله ای برای آموزش مفاهيم تربيتی می دانند .

از آنجا که انسان در مسير فعاليتهای جسمانی ودر محيطهای ورزشی در يک محيط باز و آزاد به ساير بازيکنان برخورد دو معاشرت دارد و تحت نظارت و تماشای افراد  زيادی است از محيط اطراف خود تغيير می پذيرد

اين محيط ممکن است تغييرات شخصيتی عاطفی و اجتماعی خاصی را در افراد بازيکن ايجاد کند علاوه بر اين عامل ديگری که باعث تغيير رفتار و منش فردی در بازيکنان می شود همان تغييرات جسمانی و افزايش توانمندی بدن است که در نتيجه پرداختن فرد به ورزش حاصل شده است .

از آنجا که روح و جسم دو بعد جدايی ناپذير تشکيل دهند انسان است و ارتباط و هماهنگی اين دو بعد به وجود انسان معنی بخشيده است تغيير در يکی از ابعاد ديگر را تحت تاثير قرار می دهد در نتيجه افزايش قدرت و توان فيزيکی انسان تغييراتی در منش فردی و ساختار شخصيتی او ايجاد می شود .

گفته اند که افراد ورزشکار و در مجموع کسانی که دارای جسم سالم و قوی هستند نسبت به افراد ضعيف صفات پسنديده بارزتری دارند صفاتی چون جوانمردی و عياری را بيشتر در افراد قويتر و سالمتر جستجو کرده اند تحقيقات علمی ثابت کرده است که کسانی که دارای آمادگی جسمانی بالاتری هستند و صفات شايسته و بيشتری دارند و اتکا به نفس و از خود گذشتگی در آنها مشهودتر است .

در اينجا بخشی از اثرها و تغيير رفتار فردی که در نتيجه شرکت در فعاليتهای جسمانی و تقويت قوای بدنی حاصل می شود مورد بحث قرار می گيرد

البته افزايش نيروی جسمانی در همه موارد و الزاما" رشد عقلانی شخصيتی و معنوی فرد را باعث نمی شود . معنويات و منشهای درونی فرد تحت تاثير عوامل بسياری قرار دارند که از حيطه بحث ما خارج هستند در اين بخش سعی شده است صرفا" به صفات روانی و شخصيتی انسان که در نتيجه شرکت در محيطهای سالم ورزشی تقويت بسنده می شود .

1- رفع خستگی فکری

تنوع در زندگی تلخيها ، خستگيها و عصبانيها را کاهش می دهد برعکس يکنواختی در زندگی انسان را به سوی ناکامی خستگی و کوفتگی سوق می دهد شرکت در فعاليتهالی ورزشی يکی از زمينه های مناسب برای سرگرمی سالم و ابزاری مفيد برای رفع خستگی فکری است .

2- ايجاد و تقويت قدرت ابتکار

در جريان بازيهای جمعی حالت و شکلی از مبارزه وجود دارد . در بازهای جمعی دو گروه در مقابل هم قرار می گيرند از آنجا که مبارزه با شکست و پيروزی همراه است غلبه بر تصميم حريف نياز به ابتکار دارد بازيکن می انديشد تا با اجرای يک عمل ابتکاری بر رقيب خود فايق آيد .  

3- تقويت و شکوفا ساختن استعداد رهبری

چنانچه در افراد جامعه کسانی باشند که زمينه و استعداد رهبری داشته باشند با توجه به اين که ورزش محيط آزادی برای طرح عقايد و اظهار نظر است افراد بهتر می توانند اين گونه استعدادهای خود را شکوفا سازند و اين را در خود پرورش دهند .

4- وظيفه شناسی

تقسيم کار از اصول روابط اجتماعی در هر جامعه محسوب می شود و با حيات اجتماعی رابطه مستقيم دارد . تعيين وظايف در تربيت بدنی و بازيهای ورزشی افراد را متوجه اين اصل مهم اجتماعی می سازد که در جامعه نيز بايد کار وظيفه خاصی را متناسب با توانايی خويش به عهده گرفت و خدمتی فرا خور حال خود انجام داد تا روابط اجتماعی صحيح برقرار شود و حرکت جامعه استمرار يابد .  

5- پرورش قوای ذهنی

فعاليتهای جسمانی و بازی افراد را در به کار انداختن نيروی ذهنی خود ودر شناخت و کنترل محيط خود ياری می کند و او در قادر می سازد که بدون اين که مسئوليتی را به فعاليتهای خود اضافه کند تواناييهای خويش را بيازمايد .

6- مبارزه با بی حوصلگی ، دلتنگی و نگرانی

فراغت هميشگی انسان را بی حوصله و دلتنگ می کند . انسان بی کار فرصت پيدا می کند که خاطرات گذشته را تجديد کند و در غم و اندوه گرفتار شود و يا به آينده فکر کند و دچار دلهره و اضطراب شود تربيت بدنی در رفع اين عوارض سهيم و عامل موثری است برای مبارزه با بی حوصلگی و نگرانيهای فکری که نتيجه فراغت بيش از اندازه است

 

آثار و ورزش در سلامت و پيشگيری از بيماريـها

آثار و ورزش در سلامت و پيشگيری از بيماريها به ويژه ورزشهای هوازی مثل پياده روی ، دو ، شنا . دوچرخه سواری که مصرف اکسيژن را افزايش می دهند عبارتند از : کاهش فشارخون کنترل وزن و کلسترول تقويت سيستم عروقی ، قلبی ، جلوگيری از پوکی استخوان کاهش نيازهای تنفسی به تاخير انداختن ناتوانی جسمی ناشی از سالخورگی افزايش اميد به زندگی و بهتر کردن کيفيت زندگی مشتمل بر خواب آرامش بخش ، کم شدن اضطراب و افسردگی و ارتقای عزت نفس و به اين ترتيب در واقع ورزش می تواند علل عمده مرگ و مير را کاهش دهد .

 ورزش اعصاب را در برابر فشار روانی مقاوم می کند . قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتی ورزش کردن بهتر می شود گنجايش ريه ها بيشتر می گردد ودر نتيجه اکسيژن بهتر و بيشتری به بدن می رسد و مقدار سوخت بدن کاهش می يابد يعنی از مواد غذايی خود بهتر استفاده می کند رشد و نمو به طور مناسب انجام می گيرد ، قوه جذب و دفع بهتر می شود و در برابر مختصر فعاليت ناگهانی تنگی نفس پيش نمی آيد تعداد ضربان قلب افزايش نمی يابد و بدن ديرتر خسته می شود و عرق می کند همچنين بين اعصاب و مراکز عصبی هماهنگی ايجاد می شود .

اعصاب تقويت می گردد و کارهای فکری آسانتر انجام می گيرد و آنجا که ورزش سرعت جريان خود را زياد می کند موجب می شود سرعت تبادلی بين پلاسمای خون و مايع سلولی افزايش يابد و گلبولهای انباشته شده در جدار رگها هم در اثر شدت جريان وارد خون شوند

سرعت جريان خون در مقدار تبادل مواد اهميت بسيار دارد (نقل از خبيری1357)افرادی که شغل آنها با فعاليت جسمی روزانه همراه است و اکثر کسانی که زندگی توام با ورزشهای سبک مثل پياده روی دارند کمتر دچار سکته قلبی می شوند(مجله نظام پزشکی ، ش3)

به طور کلی اسلام عنايت ويژه ای به ورزش دارد و به موازات ترغيب پيروان خود به پرورش روح و روان و تزکيه و تهذيب نفس از آنها می خواهد که دارای بدن قوی و نيرومند باشند اگر چه اولويت و تقدم را به جوانمردی و شجاعت می دهد و شجاعت را در تسلط بر هوای نفس می داند (شجاعترين افراد کسی است که به هواهای نفسانی اش تسلط داشته باشد ميزان الحکمه ج10)

تحقيقات نشان می دهد که ورزش در کنار آمدن تنيدگی دو نقش اساسی ايفا می کند ورزش خستگی جسمی ناشی از رويدادهای تنيدگی زا و نيز خستگی عاطفی تجلی يافته در زندگی فرد را کاهش می دهد سطح اضطراب افرادی که مرتب ورزش می کنند و عموما" بدنی سالم و قبراق دارند بسيار پايين تر از ديگران است (نقل خبيری 1366)همبستگی و آزمايش اين رابطه را تائيد کرده است آزمودنيهای که به طور تصادفی انتخاب شده بودند تا ورزشهای سنگين انجام دهند کمتر از آنهايی که چنين ورزشهايی انجام نمی دادند دچارز اضطراب می شوند و بيشتر از سلامت قلب و عروق برخوردار بودند ابتلای کمتر اين افراد به اضطراب احتمالا" آسيب ابتدايی رويدادهای بلقوه تنيدگی زا را کاهش داده و احساس خطر از جانب محيط را به حداقل می رساند به نظر می رسد ورزش موجب کاهش فشار خون و ضربان قلب می شود و به ويژه واکنش پذيری قلب و عروق را کاهش می دهد .

پژوهشها نشان می دهد که ورزش روش موثری برای رهيی فيزيولوژيک ناشی از تنيدگی در اختيار فرد قرار می دهد ورزش مرتب ، سلامتی فرد را در برابر رويدادها و محرکهای تنيدگی زای مزمن روزانه تضمين می کند ورزشهای سنگين برای پيشگيری از بيماريهای قلبی ، عروقی فوق العاده مفيد است .

به طور کلی پژوهشگران دريافته اند که ورزش کارايی فعاليت قلب را افزايش داده ضربان قلب را آهسته و آهنگ آن را منظم می کند و نيز احتمال حمله قلبی را کاهش می دهد (محمدتقی براهنی 1365، موريس،1976)

تحقيقات جديد نشان داده است که ورزش نه تنها با کاهش مرگ و مير ناشی از بيماری قلبی بلکه با کاهش مرگ و مير بر اثر بيماريهای ديگر نيز مرتبط است (بلرو همکاران 1989) برخی تحقيقات مستقيما" بر بررسی نقش نشاط جسمی در حلقه ارتباطی ميان تنيدگی و سلامتی پرداخته اند )

يکی از پژوهشها نشان داد افرادی که از نشاط جسمی کمتری برخوردار بودند در شرايط تنيدگی بيشتر مستعد بيماری بودن (راشا، هولمند،1985)همچنين در تحقيقی راجع به مديرانی که دچار تنيدگی می شوند ثابت شده است که ورزش با کاهش بسياری از بيماريها رابطه دارد همچنين تحقيقات نشان دادکه اين اثر باز دارنده ورزش جدا از ويژگی شخصيتی سخت رويی است تنيدگی زايی اين رويدادها را کمتر کرده وباعث می شود که اين رويدادها کمتر موجب برانگيختگی سيستم سمپاتيک يا خستگی جسمی مديران می گردد .

بعداً نيز تحقيقاتی راجع به مردان مديری که با شرايط بسيار تنيدگی زا مواجه شده بودند صورت گرفت پژوهشگران در اين تحقيقات دريافتند که ورزش همراه با منابع ديگر به اين مردان کمک می کند تا مقاومت خود را در برابر بيماريها افزايش دهند

روی هم رفته سخت رويی ، حمايت اجتماعی و ورزش احتمال ابتلا به بيماری را به طور قابل توجهی کاهش می دهند در اين پژوهش به دست آمد که سخت رويی تا اندازه ای بيشتر و حمايت اجتماعی فرد را در برابر تنيدگی حفظ می کند با وجود اين ورزش و حمايت اجتماعی نيز اهميت فوق العاده ای دارند .

 

ورزش و تغذيـه

ورزش جسـمی

هر چند امروزه حدود 70 درصد بزرگسالان آمريکايی با نوعی فعاليت فيزيکی در اوقات فراغت سرگرم هستند سايگل اما اغلب آنها طوری ورزش نمی کنند که سلامت جسمی آنها را بهبود بخشد (نقل از محمد کاويانی 1376)ورزش در معنای وسيعش می تواند شامل صدها نوع فعاليت مختلف باشد گر چه از لحاظ روانشناختی بر نون وفيست (1997) تنها 5 نوع ورزش متفاوت را با اهداف فعاليتها و طرفداران متفاوت توصيف می کند .

 

ورزش مـوازی

گر چه در ورزش موازی بدن حرکت نمی کند ماهيچه ها بر روی مهم يا بر روی جسمی بدون حرکت محکم فشار داده می شوند و بدين ترتيب نيرو می گيرند در اين نوع ورزش به علت اينکه مفاصل حرکت نمی کنند ممکن است اصلاً معلوم نشود که ورزش صورت می گيرد . اين ورزش هر چند برای حالات و شرايط کمی موثر نيست ولی برای نيرو و قدرت بخشيدن به گروهی از ماهيچه ها می باشد .

 

 

 

 

ورزش کششی

ورزش کششی هم به انقباض ماهيچه ها و هم به حرکت مفاصل نياز دارد ( مانند وزنه برداری ) در اين ورزش هم قدرت ماهيچه ای و هم تحمل فرد بهبود پيدا می کنند . اي« در صورتی است که برنامه ورزش کششی    و با سعی و کوشش افراد انجام شود . مهارتهای بدنسازی بر اساس ورزشهای کششی قرار دارند هر چند آنها به پيشرفت در ظاهر بدن تاکيد می کنند تا پيشرفت سلامت و تندرستی .

 

ورزش حرکتی

اين ورزش برای برداشتن و بالا بردن و سعی در بازگشت به حالات اوليه به نيرو نياز دارد . اين نوع ورزش به وسايل و لوازم مخصوص نياز دارد تا بتواند مقدار مقاومت را بر اساس ميزان نيروی وارد شده تنظيم کند . ( تطبيق دهد ) .

تحقيقات نشان می دهند که اين روش از هر دو روش هم عرض و کششی برای بالا بردن قدرت ماهيچه ای و تحمل ماهيچه ای موثرتر است . ( فراهانی 1372)

 

ورزش غيـر هوازی  

اين ورزش شامل کسب انرژی کوتاه مدت و شديد بدون افزايش در ميزان اکسيژن است . ( مانند دويدن مسافت کوتاه و بازی ساده با توپ ) . تحقيقات نشان می دهند که اين نوع ورزشها سرعت و تحمل را بهبود می بخشند گر چه سلامت دستگاه گردش خون و سيستم تنفسی را افزآيش نمی دهند در واقع اين ورزشها ممکن است برای افرادی با بيماری قلبی – عروقی خطرناک باشند .

 

ورزش هوازی

اين تمرينها به هر نوعی از ورزش که به افزآيش زياد مصرف اکسيژن در يک مدت زمانی طولانی نياز دارد ، اطلاق می شود . يک مثال روشن در اين مورد « دويدن آرام » است . گر چه بسياری از فعاليتهای فيزيکی ديگر می توانند بصورت هوازی انجام گيرند ( مانند قدم زدن ) در فضای باز اسکی کردن . طناب بازی کردن ، شنا کردن و دوچرخه سواری ) شدت و مدت زمان ورزش در اينجا خيلی مهم است تا سلامت گسترش يابد و از ضرر و آسيب پيشگيری می شود .

ورزش بايد شدت کافی داشته باشد تا بتواند مقدار فعاليت قلب را تا يک ميزان معلوم افزايش دهد ( که توسط فرمول بر اساس سن و حداکثر فعاليت ممکن قلب حساب می شود ) . فعاليت قلب بايد به مدت حداقل 12 دقيقه در سطح بالا قرار داشته باشد و ترجيحاً 15 تا 30 دقيقه برای فوايد هوازی اين کار ادامه داشته باشد .

اين نوع برنامه نيازمند استفاده بيشتر از اکسيژن است و هم برای دستگاه تنفسی ( که اکسيژن لازم را تامين می کند ) و هم برای دستگاه گردش خون ( که خون را پمپاژ می کند ) تمرين و فعاليت لازم را فراهم می کند . از آنجا که بيماريها و اختلالات دستگاه گردش خون و سيستم عروقی ممکن است بدون هيچگونه علائم آشکار وجود داشته باشند همواره توصيه شده که قبل از شروع هر برنامه ورزشی هوازی آزمايشات پزشکی لازم روی افراد انجام شود . به علاوه نوار قلبی می تواند فعاليتهای غير طبيعی قلب را هنگام ورزش کردن کشف کند . ( مانند ضربان نا منظم قلب يا ذخيره ناکافی خون ) .

 

فوايد جسمانی  

کسانی که در برنامه ورزشی شرکت می کنند فوايد زيادی نصيبشان می شود بدرستی که ورزش به ما کمک می کند تا از نظر جسمی تندرست شويم و تندرست باقی بمانيم هر چند که ارتباط بين ورزش و تندرستی کاملاً پيچيده است و به مدت زمان – شدت ورزش و تعريف تندرستی بستگی دارد .

سلامت عمومی شامل ميزان قدرت ماهيچه ای تحمل ماهيچه ای – انعطاف پذيری و سلامت قلبی – تنفسی است . هر کدام از 5 نوع ورزش که در بالا توضيح داده شد در انواع مختلف سلامت سهيم هستند . هر چند هيچ نوع ورزشی تمام اين نيازمندی را تامين نمی کند .

علاوه بر اين کونتز لمن ( 1978) بين آمادگی جسمی ( گنجايش ما برای فعاليت و حرکت که توسط عوامل وراثتی مانند ژن ها سن و وضعيت سلامت تعيين می شوند ) و آمادگی حرکتی يا جنبشی که توسط تجربه زندگی ما تعيين می شوند تمايز قائل شده است .

ورزش به بالا بردن و ارتقای سلامت حرکتی و جنبشی ما کمک می کند . همچنين ورزش به ما کمک می کند تا وزن خودمان را کنترل کنيم و با افزايش بافت ماهيچه ای ساختار بدن خود را بهبود بخشيم . ورزش ميزان چربی ماهيچه بدن ما را تنظيم می کند و به ما کمک می کند تا بدنی ايده آل بسازيم . تحقيقات نشان داده است که ورزش کردن برای تغيير اين ميزان در حد رژيم گرفتن ( مساوی با آن ) يا حتی بهتر از رژيم گرفتن می باشد . به علاوه ورزشکاران بافت ماهيچه ای بدون چربی بيشتری را برای خود نگه می دارند در صورتی که افرادی که رژييم می گيرند هم بافت چربی و هم بافت ماهيچه ای را از دست می دهند . مهمتر اينکه حتی ثابت شده است که ورزش از بروز بيماری عروق کرونر قلب جلوگيری می کند که يکی از اصلی ترين عوامل مرگ و مير در کشور انگلستان می باشد . کوپر ( 1982) عقيده دارد که ورزشهای هوازی بايد شدت و مدت کافی داشته باشند تا بتوانند اثر واقعی خود را نشان دهند . او توصيه کرد که افراد بايد در 70-75 درصد حداکثر ميزان ضربان قلبی را بدون وقفه حداقل به مدت 12 دقيقه برای 3 بار در هفته انجام دهند تا سلامت سيستم عضلانی قلبی بهبود يابد و بطور قابل ملاحظه ای خطر ابتلا به بيماری عروق کرونر قلب را کاهش دهد .

حدود ضربان قلب مورد نظر از فرمولی که بر پايه سن و حداکثر فعاليت ممکن قلب قرار دارد ، محاسبه می شود . اين موضوع توسط لاکا ( 1994) در تحقيق 5 ساله گسترده ای که از مردان ميانسال بعمل آورد مورد تاييد واقع شد . نتايج نشان داد که مردان با سلامت بالای تنفسی 25 درصد امکان ابتلايشان به سکته قلبی کمتر از مردانی است که سلامت تنفسی کمتری دارند . افزايش استفاده از اکسيژن نه تنها برای دستگاه تنفسی فعاليتی را فراهم می کند ( اکسيژن توليد می کند ) بلکه دستگاه گردش خون را نيز به جريان می اندازد . ( خون را پمپاژ می کند ) .

تحقيقی که از راننده اتوبوس های دو طبقه لندن و کمک راننده ها توسط موزيس و همکاران ( 1953) بعمل آمد نشان داد که کمک راننده های فعالتر نسبت به راننده ها ( که کمتر فعاليت داشتند ) کمتر دچار بيماری عروق کرونر قلب ( DHD ) شدند .

هر چند عوامل ديگری نيز ممکن است در اينجا دخيل باشند ( مثلاً از نظر انتخاب نخستين اين مشاغل در بين مردم و يا اينکه رانندگان خيلی بيشتر از کمک راننده ها تحت فشار عصبی بوده اند . اين تحقيق نشان داد شاغلانی که از نظر فيزيکی فعال هستند کمتر احتمال ابتلا به بيماری عروق کرونر قلب را دارند . از آن زمان به بعد اين تحقيق و مطالعه توسط تحقيقات کنترل شده گسترده تر نيز تاييد شده است . مثلاً پفن برگر و همکاران ( 1987) در يک تحقيق جامع و وسيع همه گير شناختی پرسشنامه های مفصل فعاليت را در اختيار 17000 فارغ التحصيل دانشگاه هاروارد ( که به سال 1916 بر می گشت ) قرار داد تا نشان دهد افرادی که بعد از فارغ التحصيل شدن کمتر فعال بوده اند نسبت به همکلاسی های پر تحرک و فعال خودشان 64 درصد بيشتر احتمال ابتلا به سکته قلبی را دارند و بالاخره برنون و فسيت ( 1997) شواهدی فراهم کردند که ورزش جسمانی منظم باعث پيشگيری از سکته می شود و نسبت ليپوپروتئين غليظ ( HDL ) را به ليپوپروتئين با غلظت کم ( LDL ) بهبود می بخشد ( به ترتيب ميزان کلسترول خوب و بد ) .

اين امر به سهم خود خطر بيماری قلبی را کاهش می دهد و در مقابل بعضی از انواع سرطانها حفاظت ايجاد می کند . ورزش جسمانی منظم از پوکی استخوان جلوگيری می کند و به کنترل ديابت کمک می کند . اين بحثها شما را وادار می کند که دويدن آرام ( در جا زدن ) را تجربه کنيد اينطور نيست ؟

 

فوايد روانشناختی ورزش

علاوه بر فوايد فيزيکی که در بالا گفته شد ورزش فوايد روانشناختی نيز دارد از جمله کاهش افسردگی ، کاهش اضطراب ، فراهم آوردن حفاظت سپر در برابر استرس و بالا بردن عزت نفس و آسايش فکری ( برای مثالب از طريق ارتقای نگرش مثبت ) .

در حيطه افسردگی افرادی که بطور منظم ورزش می کنند نسبت به افراد خانه نشين و غير فعال معمولاً کمتر افسرده هستند . ما هنوز مکانيزمی را که افراد افسرده را بطور کامل نمی دانيم . آنچه می دانيم اين است که ورزش می تواند رفتارهای افسرده را در افراد مختلف کاهش دهد . پر واضح است که هم ورزشهای هوازی و هم ورزشهای غير هوازی می توانند افسردگی را کاهش دهند و حالات خلق مثبت را در جمعيت عادی و جمعيت بالينی بالا ببرند حتی راه رفتن سريع نيز می تواند باعث شود که ما احساس بهتری داشته باشيم . اين يافته ها ممکن است بدليل آزاد شدن مواد آرامش بخش درونزا در جريان ورزش کردن نباشد ( مثل انکفا لين ها و اندروفين ها ) که ما را از لحاظ خلق بالا در سطح عالی قرار می دهد .  همچنين ورزش به کاهش اضطراب حالت ( احساس موقت ترس و بی قراری که می تواند از يک موقعيت اجتماعی ناشی شود ) کمک می کند . اينکه ورزش می تواند به کاهش اضطراب صفت ( احساس عمومی اضطراب که بيشتر به صورت ويژگيهای شخصيتی است ) کمک کند هنوز مشخص نيست . تحقيقات مقايسه ای درباره ورزش و استراحت (آرامش ) نشان داده اند که هر دو روش در کاهش اضطراب موفق هستند . هر چند باز چگونگی ماهيت کار نا معلوم است . اين روشها می توانند حالات مختلفی را توليد کنند ( به ترتيب حالات برانگيختگی و آرامش ) يا صرفاً تغييری در شيوه کار – و تغييرات بدنی با هم می توانند در کاهش اضطراب موثر باشند . برای مثال نورول و بليس ( 1993) که روی افسران پليس کار می کردند نشان دادند که چگونه ترکيب دوره های آموزشی کنترل وزن توسط ورزشهای هوازی با فرصت آموزش آنها به دور از فشار شغلی منجر به افزايش سلامت روانی آنها شد .

اين سلامت روانی شامل پايين آمدن سطح اضطراب نيز بود همين طور هم ورزشهای هوازی و هم ورزشهای غير هوازی برای کنار آمدن ( سازگاری ) با استرس به مردم کمک می کند حتی فقط يک جلسه می تواند اثرات مثبتی در تخفيف و تسکين افسردگی ، خستگی روانی و خشم داشته باشد . ( نقل از سيد مهدی موسوی 1374)  

ورزش همچنين می تواند به عنوان سپر و محافظتی در برابر استرس باشد . اين امر ممکن است به علت اثر ورزش بر روی دستگاه ايمنی بدن باشد . ورزش باعث افزايش فعاليت آنتی کورها می شود و نيز باعث می شود که لنفوسيتهای نوع T افزايش پيدا کند که حامل آنتی کور هستند . ( و محل توليد آنتی ژنها را شناسايی نيز می کند ) . اين امر به ما کمک می کند تا خطرات آنتی ژنها را قبل از اينکه فرصتی برای ضرر رساندن به بدن ما را داشته باشند دفع کنيم . يک سوال و معما در اينجا وجود دارد که ورزش و اضطراب هر دو باعث ترشح آدرنالين و هورمونهای ديگر می شوند و هنوز ورزش اثر مثبتی بر عملکرد قلب دارد در حالی که استرس باعث ايجاد آسيب و ضايعه در بافت قلب می گردد .

در اين رابطه يک نظر اين است که برای داشتن آثار مفيد آدرنالين بايد به ميزان کم و بتدريج فعال و آزاد شود . ( مثل دويدن آرام ) تا سوخت و ساز آن بصورت متفاوتی انجام شود . در موقعيتها و شرايط استرسی ممکن است آدرنالين شديد و بالا و بطور مزمن ترشح شود و برای بدن مضر باشد . اگر چه تحقيقات نشان می دهند که ورزش ممکن است سپری در برابر آثار استرس باشد شواهد موجود برای اثر بخشی ورزش تا حدودی پيچيده و متفاوت است .

برای مثال سينيور و ديگران ، 1986 ، نتوانستند هيچ محافظ قابل ملاحظه ای که برای جلوگيری از استرس ( در مردان سالم جوان که برنامه ورزش هوازی و وزنه برداری را شروع کرده بودند ) ، سودمند باشد پيدا کنند . در مقابل راث و هولمز ( 1985) دريافتند که دانشجويانی که در ورزشهای فيزيکی درگير بوده اند نسبت به دانشجويانی که کمتر فعال بوده اند مشکلات مربوط به استرس و نشانه های افسردگی کمتری را گزارش داده اند . هر چند اين اثر بخشی در دانشجويانی که استرس کمتری را گزارش داده بودند از بين رفت . اين داده ها نشان می دهند که صرفاً ترکيب استرس سطح بالا و سلامت در حد پايين آسيب پذيری افراد را در مقابل بيماری بيشتر می کند . اين يافته ها نشان می دهند که ي: رابطه تعاملی بين استرس و سلامت در مورد سلامت جسمی و روانی وجود دارد . اگر چه اين تحقيقات ظاهراً نشان می دهند که رابطه بين استرس و سلامت پيچيده است . اشاره به اينکه هيچ تحقيقی نشان نداده است که فعاليت فيزيکی مقاومت شخص را در برابر استرس کاهش می دهد خوشايند نيست .

فوايد ورزش در ارتقاء و گسترش رفتارها و نگرش مثبت و بالا بردن خودشناسی ( تصوير ذهنی از خود ) عزت نفس شناخته شده اند . سانستروم ( 1984) در يک فرا تحليل از سابقه مووضع ( که شامل ترکيبی از تحقيقات مختلف بود ) يک رابطه مثبت قابل ملاحظه ای بين ورزش و عزت نفس پيدا کرد . البته تحقيقات فوق فاقد طرح آزمايشی جدی بودند پس بايد با يافته های فوق با احتياط روبرو شد .

عوامل ديگر کنترل نشده ورزشی ممکن است در اين يافته ها سهيم باشند هر چند نبود شواهد قابل اطمينان نبايد به عنوان نبود رابطه بين ورزش و عزت نفس تلقی شود . حداقل بطور آشکار اين مطلب درست است که افرادی که ورزش می کنند درباره شکل اندام و سلامت جسمی خود احساسات مثبت بيشتری دارند . اين احساسات در احساس عزت نفس سهم عمده ای دارد .

اين مطلب توسط تحقيقی که رابطه بين تندرستی اعتماد به نفس و نظم شخصی ( هاگن 1989) و سلامت جسمی – روانی و بهزيستی روانشناختی را نشان می داد مورد تاييد قرار گرفت ( راس و هيس 1988) بالاخره نشان می داد مورد تاييد قرار گرفت ( راس و هيس 1988) بالاخره در جريان تبيين آثار ورزش بر سلامت بايد محدوديتهای آن را نيز در نظر گرفت . مساله و نگرانی اصلی در امر ورزش بر خطرات بالقوه آن متمرکز است از جمله احتمال اعتياد به ورزش جراحتها و آسيبهای ناشی از ورزش بندرت مرگ افراد در معرض خظر که فرآيند تمرين و ورزش آنها از نزديک کنترل نمی شود ( برنون و فسيت 1997 ) . آشکار است بدست آوردن سلامت بطور مفيد بايد توسط فعاليتهايی متعادل و عقلانی و نيز با آگاهی از اهداف واقعی آن و درک واکنش بدن نسبت به ورزش صورت گيرد . روانشناسی سلامت کيانوش هاشميان .

ورزشها و بازيها صفات فردی را مورد ارزيابی قرار می دهند .

يکی از مهمترين امتيازهايی را که ورزش و بازيها می توانند به فرد ارزانی دارند گشودن دريچه ای بسوی روابط اجتماعی و نمايش قابليتها و شايستگی های اوست . همزيستی و مسالمت با ديگران از قبول فرد از خود و توانايی های او به تبع آن اعتماد به ديگران شروع می شود .

شرکت در فعاليتهای جسمانی برای شخص فرصتهايی به وجود می آورد که او بتواند مهارتهای فردی خود را در مقايسه با همتايان خود و ارزيابی کند . علاوه برآن بازی و فعاليتهای جسمانی محک بسياری از رفتارها بر حسب مقبوليت آنها در جامعه است . زمانی که شخص بتواند خويش را بپذيرد پس خواهد توانست با تشريک همياری و مساعدت ديگران را تحت تاثير قرار دهد . ( رشد و تکامل حرکتی نقل از دباغان ) چنين رفتاری زمانی از شخص سر می زند که تصور و قبول فرد از خويش تصوری سالم و منطقی باشد . موفقيت و لذت بردن از فعاليتهای جسمانی معنی دار می تواند به رشد و بهبود ارتباطات اجتماعی کمک کند . بر عکس تجارت تلخ و عدم موفقيت می تواند به همان نسبت تاثير منفی را به دنبال داشته باشد . نتيجه اينکه انجام فعاليتهای جسمانی بايد بطور واقعی دنبال شوند زيرا همانطور که قبلاً گفته شد اجرای فعاليتهای جسمانی تحت تاثير مرحله رشد و ميزان رشد حرکتی است . بالاخره اينکه تاثير خويشاوندی که فرد از انجام فعاليتهای جسمانی پيدا می کند منجر به آن می شود تا فرد اجرای حرکتی ديگران را مورد تحسين قرار دهد و آنها را بپذيرد . بعلاوه حضور و شرکت موفق در فعاليتهای بدنی سبب اعتماد به نفس شده و احساس مورد قبول واقع شدن و مورد تحسين قرار گرفتن توسط ديگران را افزايش می دهد . (همان منبع )

 

فعاليت بدنی ، آمادگی و بهداشت روانی

فعاليت بدنی از نظر روانی دارای فوايدی است . از جمله اين فوايد ، کاهش اضطراب ، تنش ، افسردگی و واکنش در برابر عوامل « استرس زا » است . اين فوايد و ساير عوامل ديگر ممکن است منجر به ايجاد حس « کاميابی » و خوبی در فرد ايجاد شود ولی تعريف و ارزيابی اين مفهوم دشوار است . ( نقل از عباسعلی گائينی ) . 

در بررسی هايی که از رديف اشخاصی که دارای فعاليت بدنی عادتی و يا آمادگی جسمانی بوده اند گزارش شده اين نکات استنتاج شده است : برانگيختگی ناشی از قرار گرفتن در معرض عوامل استرس زا قبل ، بعد و هنگام مواجه شدن با اين عوامل کاهش می يابد ؛ فرد پس از قرار گرفتن در معرض عامل استرس زا بطور خودکار و در زمان سريعتری به حال اول باز می گردد ( بهبود می يابد ) و نشان دادند واکنشهای هيجانی به برخی عوامل استرس زا کم می شود . چنانچه تانسيون عضله زياد شود احتمالاً عضله درد می گيرد . استراحت و نيز تمرينهای « آرام بخش » در کاهش اضطراب و تانسيون عضله هر دو موثرند و با وجود اين ورزشهای هوازی با دامنه شدت متوسط تا زياد نيز سبب کاهش تانسيون عضله می گردند همچنين اين نوع از فعاليـها حالت اضطراب و فشار خونی را که 2 تا 5 ساعت پس از يک جلسه فعاليت ورزشی ادامه می يابند کاهش می دهد.

ورزش حاد اما کم شدت و کوتاه مدت نيز از تانسيون عضله می کاهد ولی ديده نشده است که اضطراب فرد با اين نوع تمرينها کاسته شود . ورزش طولانی مدت احتمالاً باعث کاهش سطح اضطراب و يا تانسيون عضله می شود . همچنين اينگونه تمرينها باعث کمتر شدن افسردگی در افرادی می شود که دچار افسردگی در حد ملايم يا متوسط بوده اند . در هر صورت بيمارانی که از لحاظ روانشناسی محک درمان هستند در هنگام جلسات ورزش بايد شديداً تحت مراقبت باشند ورزش طولانی مدت بر کميت و کيفيت خواب اثر مثبت دارد و ترک آن بر خواب اثر منفی می گذارد زود رنجی و افزايش اضطراب و افسردگی در پاره ای از اشخاص در نتيجه ورزش نکردن است .

ورزش مزمن شديد و درازمدت مثل رقابتهای استقامتی ، اکثراً بيش از حد افزايش می يابد احتمالاً در بعضی از افراد منجر به کاهش کارآيی افزايش خستگی اضطراب و افسردگی می شود . در حال که تاثير مفيد ورزش در بسياری از موضوعات بهداشت روانی روشن شده است ولی علت و شرح برنامه ای که بهداشت روانی را به حد کمال برساند هنوز مشخص نشده است . ( همان منبع )

اگر ورزش کنيد و وضعيت جسمی خود را به حالت طبيعی و مناسب نگهداريد نسبت به زمانی که از نظر جسمی  وضعيت خوبی نداريد کمتر مضطرب و افسرده خواهيد شد . ورزش جسمی آثار منفی فشار روانی را به شيوه های مختلف کاهش می دهد هورمونهای وارد شده در فشار خون را به هنگام فشار روانی مصرف می کند و خطر آنها را تحت تاثير قرار دادن دستگاه ايمنی بدن کاهش می دهد و تنش متراکم شده در ماهيچه ها ( آزاد می سازد و بالاخره ورزش ، نيرو ، نرمی و قدرت بدنی را افزايش می دهد و مقاومت دستگاه قلبی – عروقی را زيادتر می کند . ورزشهايی که در هوای آزاد انجام می گيرد موثرتر از ورزشهای داخل سالن است .

 

فشار روانی و ورزش

ما مفهوم استرس را از منظر فيزيولوژيايی قبلاً مورد ملاحظه قرار داده ايم هر چند توضيح فيزيولوژيايی استرس بدون ملاحظه عوامل روانشناختی مربوط که در واکنش استرس مشارکت دارند ناقص است . در حقيقت چالش اصلی در اينجا جور کردن و سازگاری زبان روانشناسی يا زبان فيزيولوژی با نشان دادن چگونگی تعامل و همپوشی با ديگری است . به اين ترتيب ما بهتر می توانيم ارتباط پيچيده بين روانشناسی و فيزيولوژی را بفهميم . ( نقل از محمد عباسپور 1378 )

الگوی زيستی روانی اجتماعی بهداشت ( سلامت ) که قبلاً توصيف شد در جستجوی توضيح اين ارتباط است . در اصطلاح روانشناختی استرس ممکن است بمنزله يک محرک محيطی ( سليه 1956) يک واکنش در مقابل محرک محيطی ( سليه 1956) و يا تعامل بين محرک و واکنش قلمداد شود . ( همان منبع )

 

نشانگان عمومی سازش سليه ( GAS )

هانس سليه درباره استرس تحقيقات بسياری ( از 1930 تا موقعی که در 1982 مرد ) . او اصطلاح استرس را شهرت بيشتری بخشيد و بين استرس و بيماريهای جسمانی ارتباط بسيار قوی قائل شد سليه ابتدا استرس را به مثابه محرک مورد بررسی قرار داد ولی اين عقيده را به « واکنش » يا پاسخی گسترش داد که موجود زنده از خود بروز می دهد . بنابراين اول بايد بين اصطلاح عناصر فشار زا و فشار روانی تمايز قائل شد . سليه استرس را به منزله يک پاسخ غير اختصاصی می داند که می تواند توسط شماری از عناصر استرس زای محيطی بوجود آيد . اصطلاح «غير اختصاصی» به اين معنی است که بدن بدون توجه به ماهيت و طبيعت عناصر استرس زا به يک سبک به استرس واکنش نشان می دهد . علاوه بر اين سليه الگويی را ارائه داد تا معلوم کند که چگونه بدن خود را به منظور کنار آمدن با استرس بسيج می کند .

اين فرآيند نشانگان عمومی سازش( GAS ) مرحله هشدار ناميده شد که در جريان استرس سه مرحله را شامل می گردد : اين واکنش آغازين بوسيله فعال کردن دستگاه عصبی خود مختار بدن بریا پاسخ به استرس بسيج می کند تا آمادگی برای پاسخ به جنگ يا گريز حاصل شود ( نگاه کنيد به فيزيولوژی استرس ) در اين وهله آدرنال آزاد می شود تپش قلب و فشار خون افزايش می يابد تنفس سريع می شود و جريان خون از اعضای داخلی بسمت ماهيچه های استخوانی بر گردانده ( منحرف ) می شود .

آماده برای عمل می گردد بعلاوه غده های عرق فعال می شوند و سيستم معدی – روده ای فعاليت خود را کم می کند در کوتاه مدت اين واکنشها قابليت سازگاری بالايی را فراهم می کنند . مشکل اينجاست که بسياری از موقعيتهای استرسی ( جديد) ممکن است مواجهه طولانی مدت با استرس را ايجاد کنند که اين پاسخ برای آن موقعيتها نامناسب يا حتی بالقوه زيان آور باشد .

 

مرحلـه مقاومت

در اين مرحله ارگانيزم با عامل فشار زا ( عنصر استرس زا ) سازگار می شود . طول مدت سازگاری بستگی به اين دارد که عامل فشار زا تا چه حد شديد باشد و چقدر ارگانيزم در کنار آمدن با عامل فشار زا سازگار گردد . سازگاری بزرگ در اينجا به معنی چرخه طولانی مقاومت است گر چه درباره اينکه بدن تا چه مدت بتواند در اين مرحله سازش پيدا کند محدوديتهايی وجود دارد . سليه عقيده داشت که ميزان استمرار و تداوم تغييرات هورمونی و عصبی مستمری را ايجاد می کند که ممکن است بيماريها و اختلالات انطباقی ( سازشی ) بوجود آورد .       

اين اختلالات شامل زخم معده و ورمهای زخمی روده ( تورم روده بزرگ ) بيماری فشار خون و بيماری فلبی عروقی فعاليت بيش از حد تيروئيد و آسم برونشيتی ( تنگی نفس بعلت انقباض عضلات جدار نای ) است . بعلاوه سليه عقيده داشت که اي« تغييرات ممکن است دستگاه ايمنی بدن را نيز تضعيف کند و احتمال خطر عفونت از عوامل ديگر را بيشتر کند .

 

مرحله فرسودگی ( خستگی )

در اين مرحله توانايی ارگانيزم برای مقاومت تحليل می رود ( ضعيف می شود ) و منجر به فروپاشی و تحليل رفتگی می شود . بخش پاراسمپاتيک دستگاه عصبی به حفظ تعادل کمک می کند . مشکل اين است که به دليل اينکه فعاليت سمپاتيک بطور غير مادی خيلی بالاست فعاليت پاراسمپاتيک بطور غير عادی کم فعال است تا اين وضعيت را جبران کند . در نتيجه فرسودگی ( خستگی ) بوجود می آيد و اين وضعيت ممکن است به افسردگی و حتی مرگ منجر شود .

 

ارزيابی نشانگان عمومی سازش

نشانگان عمومی سازش سليه توضيح جالب از سازگاری با استرس را ارائه داده است هر چند در اينجا بر عوامل فيزيولوژيايی تاکيد فوق العاده شده و عوامل روانشناختی کم بها جلوه داده شده است .

شيوه های درمان

بسياری از شيوه هايی که در درمان پيامدهای استرس ( مثلاً وقتی که شيوه های سازش شکست می خورند ) مورد استفاده قرار می گيرند در درمان درد نيز بکار می روند .

اين شيوه ها عبارتند از : درمانهای پزشکی ( داروها ) درمانهای روانشناختی ( هيپوتيزم ، آموزش آرامش عضلانی و درمان شناختی – رفتاری ) . ( همان منبع )

 

استرس و بيماری

ارتباط بين استرس و بيماری يک امر پيچيده ای است . همانگونه که ملاحظه کرديم بيماريها و اختلالات ممکن است توسط بسياری از عوامل از جمله عوامل ژنتيکی ، عوامل زيستی ، عوامل روانشناختی و سبک زندگی و حتی محيط اجتماعی ما بوجود آيد . بنابراين شايد تعجب آور نيست که مطالعاتی که ارتباط استرس با بيماريها را مد نظر قرار داده اند فقط بين اين دو همبستگی کوچکی يافته اند که معمولاً از 20% تجاوز نمی کند بنابراين استرس با دامنه متفاوتی از بيماريهای جسمانی از جمله سردردها ، بيماری قند خون ، آسم و ورم مفاصل روماتيسمی همراه است بعلاوه استرس با خلقهای منفی و اختلالات خلقی مانند افسردگی و اضطراب ارتباط ( برنون و فسيت 1997 ) مشکل اصلی در نمايش ارتباط بين استرس و بيماريها در تعيين و شناخت مسيرهای فيزيولوژيايی يا روانشناختی است که اين دورا به هم پيوند می دهد و يا بعنوان واسطه عمل می کند . اين امر ممکن است مستقيماً در جريان تاثير روی دستگاه عصبی و دستگاه غدد درون ريز و يا روی دستگاه ايمنی بدن رخ دهد . تمام اين دستگاهها توانايی و زمينه بوجود آوردن بيماری جسمانی را دارند بنابراين اساس و بنياد قوی برای پيوستگی فيزيولوژيايی در آينجا وجود دارد . هر چند به لحاظ آزمايش اينکه کدام مسير ويژه زمينه انواع ويژه بيماری را ( در پاسخ به فعال سازی توسط عناصر استرس زای ويژه ) فراهم می کند تحقيقات بيشتری مورد نياز است . بعلاوه تاثيرات غير مستقيم ممکن است در جريان تغييرات که در تمرينات بهداشتی رخ دهد امکان و خطر ابتلا به بيماريها را زياد کند .    

  مثلاً گرفتار شدن به رفتارهای خطرناک ( مثل سوء استفاده از مواد ) ممکن است با استفاده از مسيرهای مشابه غير مستقيم به بيماری يا ناخوشی منجر شود .

نقش دستگاه ايمنی در استرس

در الگوی سليه ديديم که يکی از پيامدهای استرس سرکوبی دستگاه ايمنی بدن بود اکنون می دانيم که بين اعصاب غدد درون ريز و دستگاه ايمنی بدن در پاسخ به استرس تعامل پيچيده ای وجود دارد .

نتايج اين تعامل به اختلالاتی که قبلاً مورد بحث قرار گرفتند منتهی می شود دستگاه ايمنی مثل دستگاه درون ريز و دستگاه عصبی در سراسر بدن منتشر شده است . (نقل از کيانوش هاشميان )

سلولهای سفيد خون ( لکوسيتها ) اساس جمعيت سلولی در دستگاه ايمنی را تشکيل می دهند . اين سلولها در انوع مختلف هر کدام با کنش اختصاصی ولی همگی با همان هدف دفع تهاجمات بدن بصورتهای متفاوت را به عهده دارند . ( هيوارد 1998) بعضی از اين سلولهای سفيد در مغز استخوان استخوانهای بلند ساخته می شوند . در حاليکه سلولهای ( سلولهای T ) در غده تيموس رشد می کنند . گروههای سلولی ( گروه مانند ) مربوط به دستگاه ايمنی نيز وجود دارند که در دستگاه لنفاوی قرار دارند سلولها در مايع لنفاوی و رگهای خونی می چرخند . سطح بالايی از سلولهای سفيد خون هميشه علامت سلامت دستگاه ايمنی نيست زيرا ممکن است آنها کنش هدفمند نسبت به عفونت را به وجود نياورند . پژوهش اخير که توسعه ايونز و همکاران ( 1997) در ايمن شناسی روانی – عصبی ( PNI ) صورت گرفته است بر تاثير روانشناسی بر دستگاه های عصبی و ايمنی عنايت دارد . آنها بر اين فرض دست يافته اند که استرس دستگاه ايمنی بدن را رسکوب می کند تا کار اين دستگاه را بسيار محدود کند . ايونز و همکاران اظهار کرده اند که اندازه گيری فردی وضعيت دستگاه ايمنی در جريان استرس ممکن است بر حسب نوع استرس طول مدت استرس و حتی زمان وقوع استرس متفاوت باشد .

بجای بحث درباره ايمنی سرکوب شده يا تشديد يافته ملاحظه ستيزه دائمی در جهت ايجاد حالت تعادل سودمندتر است . تعادل حياتی دستگاههای مختلف بدن بطور مستمر با تنظيم ميزان بالا و پاين سلولهای لنفوسيت نسبت به استرسورها ( ويروسها و باکتری های مهاجم ) پاسخ می دهند . ( همان منبع )

 

خلاصــه  

ملاحظه کرديم که استرس و کنترل بالقوه عناوين و موضوعات پيچيده ای هستند برای فهم تجربه استرس و پاسخ آن بايد عوامل زيادی مورد ملاحظه قرار گيرند . استرس عوامل فيزيولوژيايی ( مثل دستگاه ايمنی درون ريز عصبی ) و روانشناختی را در بر می گيرد . چالش فعلی بوجود آوردن پيوستگی بين اين دو عامل است . کنار آمدن سازش با استرس و درمان آن توسط عقايد و باورهای ما درباره علتهای استرس تحت تاثير قرار می گيرد . تحقيق نشان می دهد که استرس يک مفهوم واحدی نيست . هر چند پاسخ فيزيولوژيايی ما به استرس ممکن است امکان پيش بينی کافی را برای محافظت موفقيت آميز و درمانهای موثرتر را بطور فزاينده ای فراهم آورد .

 

درمان فشار روانی با ورزش

تنش زدايی عضلانی از آنرو مورد توجه مربيان و ورزشکاران است که تنش عضلانی مانع توازن و تداوم فعاليت می شود . تنش زدايی بخاطر فعاليت غير جسمانی نظير تمرکز ذهن نيز مطلوب است زيؤا اين روش مانع پريشانی ذهنی می گردد . ( روانشناسی ورزشی ، محمد خبيری )

از اينرو تکنيک فوق توسط دست اندرکاران ورزش بخوبی مورد استفاده قرار می گيرد . در تمرين تنش زدايی از دستورات بخش بعدی استفاده می شود . نظير ساير تمرينات جسمانی حاصل کار بايد کنترل ورزشکار بر گروههای عضلانی خويش باشد . در اين مورد هدف توانايی تنش زدايی در يک مدت کوتاه است بسياری از اشخاص با سه يا چهار جلسه تمرينی می توانند ظرف 5 دقيقه عمل تنش زدايی عضلات را به انجام رسانند . در اين مرحله بخش مربوط به تنش عضلانی می تواند از دستورات حذف گردد .

 

دستورات تنش زدايی

هدف اصلی اين شيوه کمک به تمرکز حواس بر چگونگی احساس تنش حقيقی عضلانی است و در مقابل آن وقتی آرام می شويم ( يا تنش نداريم ) چه احساسی بوجود می آيد در هر مرحله از شما خواسته می شود که ابتدا يک گروه از عضلات خود را منقبض کنيد و سپس آنرا شل نماييد . توجه خود را دقيقاً به احساس موجود در عضلات خويش معطوف نماييد .

برای اکثر افراد اين موضوع 5 ثانيه يا 5 شماره طول می کشد شل نمودن گروه عضلانی نيز تا همين حدود می باشد . اين زمانها نسبی بوده و نبايد ماهيچه های خود را تا زمانيکه احساس واقعی تنش پيدا می کنيد منقبض نموده و سپس شل کنيد . اين تمرين از الگوی منظمی تبعيت می کند دست راست ( يا دست غالب ) دست چپ عضله دو سر بازوی راست ، عضله دو سر بازوی چپ ، پيشانی ، چشمان ، ناحيه صورت ، سينه و شکم ، هر دو پا . در شروع اين تمرين را برای هر گروه دوباره تکرار کنيد و بعد به سراغ گروه بعدی برويد . بعداً انقباض را تکرار کنيد . بعد از تمام کردن تمرين با هر گروه عضلانی بگذاريد آن قسمت در حالت شل خود باقی بماند و حرکتش ندهيد . هنگام شروع يک نفر بايد اين دستورات را برای شما بخواند . دستها : نخست در حالت راحتی قرار بگيريد . بهترين راه دراز کشيدن بر پشت است . می توانيد متکای کوچکی زير سر بگذاريد زمانی از روز را برگزينيد که حدود يک ساعت کسی مزاحمتان نشود . بسياری از افراد درست قبل از خوابيدن در شب تمرين می کنند . اجرای تمرين تنش زدايی راه خوبی بریا خوابيدن است . چشمان خود را ببنديد تا محيط دور و بر فکرتان را منحرف نسازد . حالا دست خود را مشت کرده و منقبض کرده . هر چقدر که می توانيد آن را محکمتر بفشاريد ، ... طوريکه بتوانيد تنش را احساس کنيد . واقعاً سخت فشار دهيد هر چه محکمتر بهتر طوريکه واقعاً تنش را حس کنيد ... خب حالا دست خود را شل کرده و بگذاريد تنش از بين برود ... حس کنيد که عضلات شل می شود ... به تفاوت ميان تنش يک لحظه پيش و حالت آرام فعلی يعنی منقبض نبودن دست خود توجه کنيد ... بگذاريد انگشتان آرام گيرند و ... کل دست راست اين تمرين را يک بار ديگر با دست راست تکرار کنيد .

حالا دست راست را می گذاريم همين طور شل بماند و توجه را به دست چپ معطوف می کنيم . دست چپ خود را مشت کرده و منقبض کنيد ... خيلی محکم ... و دوباره به احساسی که تنش در دست شما بر می انگيزد توجه کنيد ... به عضلاتی که در حال انقباض هستند دقت کنيد ... خيلی خب حالا دستتان را شل کرده  و به تضاد ميان تنش چند لحظه قبل و اين آرامش توجه کنيد ... به انگشتان و به سراسر دستان .

بازوها ( عضله دوسر )

دستان و انگشتان خود را در همان حالت رها کنيد و به عضله دو سر می پردازيم برای منقبض کردن عضله دو سر بازو را از آرنج خم کرده و با حرکت دادن دست بسوی شانه عضله دو سر را سفت کنيد ابتدا با بازوی راست شروع کنيد .

بازوی راست خود را از آرنج خم کرده تا بتوانيد دست خود را بطرف شانه حرکت دهيد ... محکم ... تا جائيکه می توانيد عضله دو سر را سفت کنيد توجه خود را به تنش عضله معطوف کنيد ... دقيقاً به اين احساس توجه کنيد ... حالا شل کنيد ... بگذاريد بازو و دست بيفتد ... به حالت آرام عضله در غياب تنش توجه کنيد ... تا بالای بازويتان را شل کرده و اين حالت را حس کنيد . اين تمرين را يکبار ديگر با بازوی راست تکرار کنيد . حالا بازوی راست را شل نگه داشته و به بازوی چپ می پردازيم بازوی چپ را با خم کردن آن از آرنج منقبض کنيد ... واقعاً منقبض کنيد ... تا جائيکه می توانيد بازو را منقبض نماييد ... توجه خود را به احساس انقباض معطوف نماييد ... حالا شل کنيد . بگذاريد بازويتان بيفتد ... به تفاوت احساس ميان انقباض و شل کردن توجه کنيد ... بگذاريد اين حالت شل تمام بازوی چپ شما را فرا گيرد ... بالای بازو ... ساعد ... دستان و انگشتان اين تمرين را با دست چپ يکبار ديگر تکرار کنيد .

 

پيشانی

دست و بازو را کاملاً در حالت آرام قرار داده و به پيشانی می پردازيم برای منقبض کردن پيشانی اخم کنيد . خيلی خب می خواهيد پيشانی      

 خود را با اخم منقبض کنيد به پيشانی چين و چروک دهيد ... خيلی محکم و به احساس انقباض توجه کنيد ... حالا شل کنيد ... بگذاريد چين و چروکها صاف می شوند ... بگذاريد حالت شل بجای آن قرار گيرد . پيشانی      

 خود را چنان صاف و شل نماييد که انگار روی يک صفحه صاف کاغذ دست می کشيد

 

 

 

چشمان

پيشانی را در حالت آرام خود رها نموده و به چشمان می پردازيم . آنچه که از شما می خواهم بستن چشمها محکمتر از حالت فعلی شان می باشد محکمتر ... انقباض را حس کنيد ... ( در اين قسمت زمان انقباض را کوتاه کنيد مانع تخيل نشويد ) ... حالا شل کنيد ... چشمان خور را راحت بسته نگاه داريد به تضاد ميان انقباض و حالت آرام چشمها توجه کنيد .

 

ناحيه صورت  

چشمان خود را در حالت آرام رها کرده و بسراغ ناحيه صورت می رويم برای منقبض کردن ناحيه صورت آرواره های خود را روی هم قرار دهيد دندانهای خود را محکم بفشاريد ... کاملاً به انقباض در ناحيه صورت و آرواره ها توجه کنيد ( در اين قسمت برای انقباض زمان کمتری اختصاص دهيد ) ... حالا شل کنيد ... بگذاريد عضلات آرواره ها آرام بگيرند ... به احساس آرامشی که لبها آرواره ها و تمام ناحيه صورت را فرا گرفته توجه کنيد ... فقط بگذاريد اين حالت آرام ادامه پيدا کند . يکبار ديگر اين تمرين را در ناحيه صورت تکرار کنيد . خيلی خوب ، به احساس آرام دست راست و انگشتان ... احساس ساعد و بالای بازو توجه کنيد ... به احساس شل بودن دست چپ و انگشتان ساعد و بالای بازو توجه کنيد ... بگذاريد حالت آرام ادامه پيدا کرده و پيشانی را نيز در بر گيرد ... صاف و بدون انقباض ... چشمان ... ناحيه صورت ... لبها و آرواره ها .

 

سينـه   

اکنون به آرام کردن سينه می پردازيم … از شما می خواهيم عضلات سينه را با عميق نفس کشيدن و هوا را چند لحظه ای در سينه حس کردن ، منقبض نماييد … به انقباض توجه کنيد … و حالا به آرامی هوا را خارج کنيد … دوباره به صورت معمولی نفس بکشيد … و به عضلات سينه که هر چه بيشتر شل می شوند توجه کنيد . اين تمرين را يکبار ديگر تکرار کنيد .

 

شکـم     

حالا به شکم می پردازيم . شکم خود را منقبض کنيد … خيلی محکم … به احساس انقباض دقت کنيد … حالا شل کنيد … و بگذاريد حالت آرام ادامه يابد . به تفاوت احساس انقباض چند لحظه پيش و حالت آرام کنونی توجه کنيد . اين تمرين را يکبار ديگر در مورد شکم تکرار کنيد .

 

سـاق و پـاها

 حالا شروع به تنش زدايی می کنيم . برای انقباض ساقها و پاها و انگشتان پاهای خود را بطرف پايين قرار دهيد تا احساس کنيد عضلات ساق منقبض می شوند به انقباض توجه کنيد … در حدود سه ثانيه به اين انقباض ادامه دهيد نگذاريد انگشتان يا خود پا بگيرد … حالا شل کنيد … بگذاريد حالت آرام ادامه يابد … در حالت راحتی قرار بگيريد . اين تمرين را يکبار ديگر در مورد پاها و ساقها تکرار کنيد .

خيلی خب صرفاً از احساس آرامش و لختی بدنتان لذت ببريد . دستان و انگشتان خود را شل و لخت کنيد … ساعد و بالای بازويتان را در حالت راحتی قرار دهيد . به احساس آرامی که پيشانی را فرا می گيرد توجه کنيد … چشمان … ناحيه صورت … لبها و آرواره ها … بگذاريد اين احساس سينه … شکم و هر دو پا و هر دو ساق را در بر گيرد . حالا برای اينکه اين حالت لخت و شل بيشتر شود نفس عميقی کشيده و به آرامی هوا را بيرون دهيد … با استفاده از حالت ريتميک عميق نفس کشيدن حالت آرام خود را عميق تر نماييد و هر طور که می خواهيد در حالت آرامی قرار بگيريد … به آرامی نفس را به داخل برده و بيرون دهيد . از اين ريتم نفس کشيدن برای بدست آوردن سطح دلخواه از حالت آرام استفاده کنيد . در آينده می توانيد با استفاده از اين تکنيک تنفس عميق شروع به آرام ساختن يا عميق تر کردن آن در هر زمان بپردازيد . خيلی خب ، خوبه … حالا بطور عادی نفس بکشيد .

پايان تمرين ــــ چند لحظه ديگر من از شماره 3 تا 1 خواهم شمرد . وقتی به 1 رسيدم هوشيار و سر حال خواهی بود … از درد و رنج خبری نخواهد بود … می توانی تا هر موقع که بخواهی در حالت آرام قرار داشته باشی … خيلی خب سه … هشيار و هشيارتر … دو … بدون درد و رنج … و يک … می توانی چشمان خود را باز کنی .

 

راهنمائی های عــام  

1. اگر تمرين تنش زدايی برای نخستين بار انجام می شود توصيه می کنم يک نفر با صدای بلند اين دستورات داده شده را برای ديگران بخواند .

2. کسيکه اين تمرينات را می خواند بايد با صدای عادی ادا کند ، هنگام انجام تمرين انقباض بايد به صدای خود نظم دهيد هدف انقباض يک گروه عضلانی بحد کافی می باشد به اين موضوع بايد توجه کرد ولی نه آنقدر که عضلات درد گرفته يا خسته شوند .

3. بعضی از گروهها مثل چشمان ، آرواره ها و پاها بايد برای لحظه ای کوتاه حدود سه ثانيه منقبض شوند تا مانع درد يا گرفتگی عضلات شود .

4. وقتی ورزشکاری اين تمرينات را با راهنمايی های شخص ديگری ( و يا چنانکه در بالا ذکر شد ) انجام داد . خود می تواند بتنهايی صرفاً از طريق انقباض يا شل کردن هر گروه عضلانی به ترتيب مورد نظر به اين تمرين مبادرت ورزد .

5. بعد از سه يا چهار جلسه تمرين م یتوان بخش مربوط به انقباض را حذف کرده و صرفاً توجه به شل و لخت نمودن هر گروه عضلانی البته به ترتيب معطوف نمود با تمرين شخص می تواند در ظرف 4دقيقه به حالت بدون تنش دست يابد . بعضی افراد قادرند حالت آرام را حين نشستن بر صندلی يا هنگام رانندگی کسب کنند همچنين می توانند قبل از مسابقه به اين عمل اقدام ورزند . کنترل تنش زدايی يک گروه عضلانی خاص با تمرين امکانپذير است .

6. تکرار تکنيک تنفس عميق می تواند برای آرام شدن هنگام انجام يک واکنش سريع مفيد باشد .

7. اگر چه تمرين تنش زدايی می تواند برای اشکال ديگر آموزشی مورد استفاده قرار گيرد اما هدف دستورات حاضر ، آموزش افراد در کنترل گروه عضلانی برای رسيدن به حالت بدون تنش می باشد . موفقيت اين روش نظير تمرينات ديگر جسمانی منوط به تمرين در رعايت مراحل آن دارد . تمرين روزانه يا پنج بار در هفته شيوه ای عادی است . تکرار بيشتر مثل تمرين روزانه سرعت آموزش را بالا می برد .

8 . برای افرا علاقمند به تسريع آموزش و کسانيکه در اردوی مربيگری USSA شمالی می باشند نوارهای آموزشی می تواند قبل از برنامه ريزی در دسترس قرار گيرد . با مربی خود تماس بگيريد . ( روانشناسی ورزشی ، دکتر محمد خبيری )  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصــل سوم

جامعه آمـاری

 جامعه آماری عبارت است از گروهی از افراد ، اشياء يا حوادث که حداقل دارای يک صفت يا ويژگی مشترک هستند . ( دلاور ، 1378 )

 

نمونه و روش نمونه گيری

در اين روش از نمونه گيری تصادفی ساده استفاده شد که از افراد ورزشکار و غير ورزشکار هر کدام تعداد 30 نفر انتخاب شد .

 

ابزار اندازه گيری

در اين پژوهش برای بررسی بهداشت روانی افراد از پرسشنامه سلامت GHQ بعنوان يک ابزار تحقيق معتبر استفاده شد . پرسشنامه سلامت عمومی 28 سوالی توسط گلد برگ و هيلر ( 1979) ارائه شد و دارای 4 مقياس فرعی است و هر مقياس 7 پرسش دارد اين مقياسها عبارتند از :

1) مقياس علائم جسمانی

2) مقياس علائم اضطرابی و اختلال خواب

3) مقياس کارکرد اجتماعی

4) مقياس علائم افسردگی

 

روش ارائـه و نمره گـذاری پرسشنامـه  

برای پرسشنامه مورد استفاده دو برگ مربوط به سوالات و يک صفحه به صورت جوابهای 4 گزينه ای در نظر گرفته شده که به گزينه اول صفر نمره ، و در حد معمول 1 ، بيش از حد 2 ، خيلی بيشتر 3 تعلق می گيرد .

در هر مقياس نمره 6 و در مجموع نمره 22 به بالا بيانگر علائم مرضی است .

 

 

روش پژوهش

اين پژوهش از نوع پژوهشهای توصيفی می باشد ، که در آن از آزمون T استفاده شده تحقيقات توصيفی گاهی با عنوان تحقيقات غير تجربی يا غير آموزشی ناميده می شوند . در اين نوع تحقيقات محقق متغيرها را دستکاری نمی کند يا برای وقوع آنها شرايطی را بوجود نمی آورد و در واقع تحقيقی علی – مقايسه ای ( پس رويدادی ) می باشد که پژوهشگر علل احتمال متغير وابسته را مورد مطالعه قرار می دهد . ( سرمد و سايرين 1376)

پژوهشگر بوسيله معرفی نامه ای از دانشگاه پيام نور مبنی بر دانشجو بودن با موضوع انجام کار تحقيقی به دانشگاه و سپس به واحد حراست معرفی شد و با معرفی به استاد تربيت بدنی دانشگاه و کمک ايشان کار آغاز گرديد ، با همکاری خوب کار به پايان رسيد .

 

روايی و اعتبـار پرسشنامـه  

 اعتبار يا پايائی توسط جويونگ ، اسپينر 1994- جان و چان 1983 يعقوبی 1374 – هومن 1376 – باوی وردی 1378 به ترتيب 55% - 85% - 91% - 85% و 80% بدست آمده است .

روايی صوری آزمون : مورد تاييد گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی خمين و استاد راهنما می باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمولهای استفاده شده در اين پژوهش عبارتند از :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصـل چهارم

تجزيه و تحليل داده ها ( توصيف داده ها ، تجزيه و تحليل استنباطی داده ها )

آزمـون آمـاری مورد استفاده

در اين پژوهش از آزمون t برای مقايسه ميانگين های دو گروه استفاده شده است . چون دو گروه مستقل از هم می باشند و هدف بررسی معنی دار بودن تفاوت ميانگين ها در دو گروه می باشد از اين آزمون آماری استفاده شده است .

شاخص های آماری مهم مانند ميانگين ، ميانه ، انحراف معيار ، واريانس و غيره محاسبه شده است .

آزمون آماری مورد استفاده در اين پژوهش همانطور که گفته شد آزمون t می باشد . ميانگين گروهها با درجه آزادی 58 در سطح 5% و آزمون دو دامنه مورد آزمون قرار گرفته اند . قبل از اجرای آزمون t يکسانی واريانسها از طريق آزمون f بررسی شده اند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمرات گروه ورزشکـار از پرسشنامه GHQ

 

نمرات گروه غير ورزشکـاران از پرسشنامه

16

1

 

22

1

8

2

 

12

2

14

3

 

15

3

10

4

 

18

4

11

5

 

27

5

14

6

 

22

6

12

7

 

28

7

9

8

 

26

8

10

9

 

23

9

7

10

 

7

10

12

11

 

21

11

14

12

 

14

12

9

13

 

13

13

13

14

 

7

14

11

15

 

29

15

15

16

 

8

16

11

17

 

21

17

12

18

 

19

18

10

19

 

26

19

13

20

 

22

20

14

21

 

25

21

18

22

 

17

22

9

23

 

19

23

17

24

 

7

24

21

25

 

13

25

13

26

 

14

26

8

27

 

12

27

13

28

 

20

28

15

29

 

12

29

7

30

 

26

30

 

 

 

افراد

N

نما

ميانه

ميانگين

واريانس

انحراف استاندارد

جمع نمرات

دامنه تغييرات

بالاترين نمره

پايين ترين نمره

غير ورزشکاران

30

14

62/15

33/18

27/39

26/6

541

22

29

7

ورزشکاران

30

14

33/11

12

72/23

84/4

360

14

21

7

جـدول 1- 1

جدول 1 – 1 نشان دهنده ی شاخصهای آماری ( آمار توصيفی ) گروههای ورزشکار و غير ورزشکار است . در اين جدول هر گروه 30 نفری ، نما ، ميانه ، ميانگين ، واريانس ، انحراف استاندارد و دامنه تغييرات ، بالاترين و پايين ترين نمره نشان داده شده است .

 

F بدست آمده که عبارتست از 65/1 با درجه آزادی ( f . d ) 29 و آلفای 05% از F جدول که عبارتست از 85/1 کوچکتر می باشد . لذا فرض صفر تساوی واريانسها تاييد می گردد . بنابراين شرط يکسانی واريانسها برقرار می باشد پس می توان از آزمون t استودنت استفاده نماييم .

افراد

t

f . d

tc

F

غير ورزشکاران

74/3

29

05%

021/2

85/1

ورزشکاران

74/3

29

05%

021/2

85/1

جـدول 2- 1

جدول 2- 1 نشان دهنده ی شاخصهای آماری ( استنباطی ) گروههای غير ورزشکار و ورزشکار است در اين جدول درجه آزادی t ، tc ، f حساب شده است .

 

با توجه به t بدست آمده معادل 74/3 با درجه آزادی 57 که از   جدول 000/2 در سطح 05% بزرگتر است پس فرض صفر رد و فرضيه ما با 95% اطمينان مبنی بر اينکه بين بهداشت روانی ورزشکاران و غير ورزشکاران تفاوت معنی داری وجود دارد تاييد می گردد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصــل پنجم

بحث و نتيجه گيـری

در فصل پيش بيان شد که چون اندازه ی t محاسبه شده از مقدار t جدول بزرگتر است . نتيجه می گيريم که بين ميانگينهای دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد . يعنی بهداشت روانی ورزشکاران و غير ورزشکاران متفاوت است .

بر اساس پژوهشهای موجود ورزش يکی از راههای کسب بهداشت روانی بهتر برای زندگی است .

افراد ورزشکار در مقايسه با غير ورزشکاران از نظر جسمانی ، اضطرابی ، کارکردهای اجتماعی دارای آرامش و قدرت بهتری هستند . نتيجه بدست آمده از تجزيه و تحليل اين فرضيه نشان می دهد که بهداشت روانی در ورزشکاران نسبت به غير ورزشکاران دارای وضعيت بهتری است .  

البته به اين شکل نيست که ورزشکاران دارای استرس نيستند اما در بعضی ورزشکاران اين استرس يکی از مهمترين عوامل دوپينگ است ، البته استرس تا حدودی برای ورزشکار لازم است و می تواند حتی باعث بالا رفتن عملکرد ورزشکار شود .

افسردگی هم در ورزشکاران ديده می شود اما اغلب بخاطر نرسيدن به هدف مطلوب ، اما در غير ورزشکاران افسردگی تقريباً بصورت مداوم يا مقطعی به شکلی که عملکرد فرد را در زندگی روزمره دچار اختلال می کند . با بحث هايی که در مورد ورزش و تاثير آن بر فيزيولوژی بدن و روان انسان انجام شد می توان به تفاوت در عملکرد افراد ورزشکار و غير ورزشکار در سطح اجتماعی پرداخت .

ورزش را می توان در جامعه با سياستهای بهتری و برای بالا بردن بهداشت روانی و سطح امنيت فردی افراد ، بعنوان عاملی تعيين کننده مد نظر قرار داد .

با توجه به نتايج بدست آمده از ورزش می توان به عنوان يک عامل پيشگيری و يا حتی درمان بيماريهای روانی نام برد .

 

 

 

محدوديت هـا  

از جمله عمده ترين محدوديتهايی که در اي« پژوهش با آنها مواجهه شده ام می توان :

·  در دسترس نبودن منابع کافی کتابخانه ای در زمينه ی موضوع مورد پژوهش

·       عدم همکاری تعدادی از افراد نمونه برای پر کردن پرسشنامه

·       عدم تمايز در بين ورزشکاران حرفه ای يا آماتور

·       عدم همکاری مسئولين دانشگاه

·       کاغذ بازی های زياد در دانشگاه

 

پيشنهادات

با توجه به عصر اطلاعات و با توجه به اينکه ورزش در دنيا ديگر فقط ابزار قهرمانی نيست و يکی از راههای پيشگيری و حتی درمان فشار روانی است . پژوهشگر پيشنهاد می کند بر خلاف گذشته ساعات و کتابهای بيشتری در زمينه ورزش در اختيار دانش آموزان قرار بگيرد و کارهای پايه ای که به مرور زمان نتايجی در سطح گسترده خواهند داشت .

کارهايی مانند :

·       اجباری کردن ساعات ورزشی

·       استخدام مشاور ورزشی مناسب در مدارس

·       افزايش کتابهای ورزشی متناسب با سن دانش آموزان

·       افزايش تبليغات ورزشی در مورد بهبود بيماريها

·  افزايش فضای ورزشی در کشور بخصوص برای خانمها که نسبت به استانداردهای جهانی فوق العاده ضعيف اند .

 

 

 

 

 

 

منـابـع

 

1. روانشناسی سلامت / جلد اول ، رابين ديماتئو ، ترجمه : محمد کاويانی ، محمد عباسپور ، غلامرضا تقی زاده ، علی اکبر کيميا ، زمستان 1378 .

2. روانشناسی سلامت / جلد دوم ، رابين ديماتئو ، ترجمه : سيد مهدی موسوی اصل ، کيانوش هاشميان ، محمد رضا سالاری فر ، مسعود آذربايجانی ، اکبر عباسی .

3. راهنمای علمی روانشناسی ورزشی / نوشته : گراهام وينتر – کتی مارتين ، ترجمه : دکتر محمد کاظم واعظ موسوی .

4. زمينه روانشناسی / نوشته : ريچاردس . احکينشون – ارنست ر. هيلگارد ، ترجمه : براهنی ، سعيد شاملو .

5. روانشناسی و رفتار ورزشی / دکتر آن ماری برد ، نويسنده : حسن مرتضوی .

6. رشد و تکامل حرکتی / کاتلين هابوود ، توماس لازی ، ترجمه : ابوالقاسم دباغان .

7. ورزش ، آمادگی و تندرستی / کلودبوچارد – ری . جی شفارد ، جان ارساتن ، ترجمه : عباسعلی گائينی .

8. تربيت بدنی / ابوالفضل فراهانی ،1382 .

9. بهداشت روانی / سعيد شاملو ، 1378 .

10. بهداشت روانی /  محمد علی احمدوند ،1380 .   

 

 

 

 

 

 

  

 



  • قیمت یورو
  • اس ام اس عاشقانه