روانشناسی مرگ

روانشناسی مرگ


در حوزه روانشناسی ، فشارهای روانی و مشکلات به دسته های مختلف تقسیم می شوند که در بعضی مواقع آدمی با استفاده از توان و استعداد خود یا دیگری ، می تواند آنها را حل کرده یا تغییر دهد و بعضی مسائل نیز هست که صرفاً باید آنها را تحمل کرد.
اما مرگ از مقوله دوم است. یعنی ما نمی توانیم آن را حذف کنیم. بهتر است بگوئیم که سهم هر کس از مرگ عادلانه بوده و سهم هیچ کس ضایع نمی شود. خیلی چیزها، و اتفاقات، ممکن است که نصیب ما نشود ، ولی آسوده خاطر باید بود که حتی اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانیم به مرگ فکر کنیم یا برای آن برنامه ریزی کنیم ، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر حی قیوم محفوظ است. پس می توان گفت که مرگ حتمی است و چون به « وجود» ما مربوط می شود ، اساسی و بیشتر اوقات تنش زاست.
با مسئله مرگ خود و عزیزانمان چگونه کنار بیاییم؟!
1 – به جای اینکه همواره از اساسی ترین مسئله زندگیمان فرار کنیم ، یا خود را به فراموشی بزنیم یا خود را به چیز دیگری سرگرم کنیم. بهتر آن است که در طول زندگی حداقل یکبار صمیمانه با آن روبرو شویم و تکلیف خود را با آن روشن سازیم. اگر از نظر محتوایی به مرگ نمی اندیشیم ، و برای زندگی برنامه نمی ریزیم ، حداقل در مورد چگونگی برخورد خودمان و بستگانمان با مرگ برنامه ریزی کنیم.
2 - در آموزه های دینی درمورد نوشتن وصیت نامه ، یاد مرگ ، گذر به قبرستان و .... بارها شنیده ایم. حالا بیائیم با همسر و فرزندان، برادر و خواهر و والدین خود برنامه مرگ خود و سایر افراد خانواده را مرور کنیم. باید مطمئن باشیم که می توانیم در این خصوص، برنامه بریزیم ، چون فقط و فقط یک مجهول داریم و ما بقی مسائل معلوم و آشکار است. و آن مجهول نیز نوبت مرگ ما در رابطه با دیگر عزیزانمان هست.  مهم این است که مسئله مرگ قوی و واضح وجود دارد و آماده برنامه ریزی هست.
3 – از آنجا که اغلب اوقات به هنگام پیشامد مرگ عزیزان، به علت هیجانات شدید ، و تالمات روحی تصمیم گیری مشکل است ، گنجاندن بعضی موارد در برنامه ریزی مرگ خود یا عزیزانمان ضروری است.
الف) چون معمولا مرگ از ما اجازه حضور نمی گیرد تا به مانند عروسی ، تدارک ببینم . لذا بهتر است مبلغی برای چنین مراسمی در نظر بگیریم.
ب) تکلیف بدهی ، دفتر چه های قسط ، سرمایه گذاریها، دیون ، اموال منقول و غیر منقول را روشن سازیم و به جای بازماندگان خودمان برای خودمان حلالیت های لازم را بطلبیم.
ج ) کیفیت مراسم ها ، خیرات ها ، نوع سخنرانی ، مداح ها ، مسائل مربوط به تهیه قبر و ... را مشخص کنیم. بهتر است متنی که حاصل تجربه ما در زندگی هست را تهیه کنیم تا سخنران از زبان ما برای مستمعین قرائت کند.( به عنوان قسمتی از وصیت نامه)
د ) نحوه اطلاع رسانی به دوستان را در برنامه بگنجانیم ، اگر خودمان سلیقه خوبی داریم می توانیم حداقل در مورد خودمان اعلامیه ترحیم تهیه و جای تاریخ آن را خالی بگذاریم(‌ بهتر است از جملاتی مانند « مرگ زود هنگام » ، « مرگ نا بهنگام» و یا « مرگ ناگهانی» در اعلامیه ترحیم استفاده نکنیم، چون ممکن است امر بر ما مشتبه شود و فکر کنیم که مرگ زمان خاصی دارد.)
هـ ) از آنجا که به هنگام داغ عزیزانمان ، برون ریزی هیجانات و غمها اجتناب ناپذیر است، در مورد کیفیت گریه کردن و یا نحوه سرو صدا کردن و بی تابی ، از هم اکنون ،فکری کنیم.
5 – خیلی خود را موظف به گفتن یک امر محال نکنیم. مثلاً به هنگام صحبت در مورد مرگ، بسیار شنیده می شود که از جمله « خدا نکنه» استفاده می شود. البته افراد منطقی تر این جمله را عقلانی تر می گویند . بدین صورت:« بعد از صد سال یا دویست سال ...» یا اینکه « اگر یک روزی مرگ فرا رسید» . که این هم اگرچه از جمله« خدا نکنه » بهتر است، ‌ولی بازهم هیچ کس حتی خدا یک چنین قولی را مبنی بر زندگی طولانی به ما نداده است. لذا بهتر است از ادبیات روان تری در رابطه با مرگ استفاده کنیم.
شاید با خواندن متن بالا تا اینجا کمی تعجب کنیم ، و فکر کنیم این حرفها کمی یا حتی خیلی غیر منطقی است. ولی با خواندن مطلب ذیل شاید تا اندازه ای بتوانیم ، نوع دیگر دیدن و اندیشیدن را نیز تجربه کنیم.
از نظر روانشناختی وقتی مرگ عزیزانمان اتفاق می افتد ، 4 مرحله متوالی به ترتیب اتفاق می افتد که باید از این مراحل عبور کرد.
1 – مرحله انکار
2 – مرحه خشم
3 – مرحله غم
4 – مرحه پذیرش
1 - در مرحله انکار، قبول مرگ عزیزمان بسیار غیر ممکن خود را نشان می دهد. این مسئله مخصوصاً در حوادثی که منجر به مرگ مغزی می شود بیشتر مشهود است. بی دلیل نیست بیشتر بازماندگان فردی که مرگ مغزی شده است، با اهداء ‌اعضاء ‌موافقت نمی کنند. چون انکار واقعیت مرگ یکی از مراحل است. برنامه ای که در بالا به آن اشاره کردیم کمک موثری به ما می کند که این مراحل را به خصوص مرحله انکار را به سرعت سپری کنیم.
2 – در مرحله خشم ،‌ در اینجا اگرچه مرگ عزیزمان را باور کردیم ولی نسبت به علل آن خشم می گیریم و جالب این است که این خشم را ممکن است به دیگران نیز انتقال دهیم. این مسئله را بیشتر در چنین حوادثی شاهد هستیم : تصادفات رانندگی ؛ سکته هایی که به خاطر یک بگو مگو پیش آمده؛ یا در اتاق عمل جراحی که ممکن است با پزشک سر دعوا برداریم . لذا به هنگامی که در این مرحله هستیم ، ممکن است حرفهای ناشایست به مسببین بزنیم یا دست به انتقام یا رفتارهای تهدید کننده بزنیم. اگر فردی به علت تصادف باعث مرگ کسی شده است ، بهتر آن است که در این مرحله ، اقدامی به گرفتن رضایت از بازماندگان متوفی نکند که نتیجه عکس خواهد گرفت. اگر هم مسببی برای مرگ عزیزان نیابیم ممکن است خدایی ناکرده ، شروع به شکایت از خدا بکنیم ، مثلا « خدایا چرا باید اینطور می شد یا ...» . برنامه ریزی مرگ که در این یادداشت اشاره شد ، موجب عبور سریع از مرحله خشم می شود.
3 – مرحله غم ،‌ نسبت به سایر مراحل قبل طولانی تر است. ولی حداکثر نباید از شش ماه بیشتر شود. در غیر این صورت ، مسئله افسردگی و درمان آن باید در نظر گرفته شود. برنامه ریزی برای مرگ ، کمک فراوانی در جهت کوتاه شدن این مرحله می کند.
تمرکز زدایی نیز تکنیکی هست که می تواند در این زمینه به فرد غمگین کمک کند و آن اینست که به جای تمرکز بر روی خاطراتی که با متوفی داشته ایم. دنیای دید خود را وسیع کنیم و وقت بیشتری با زندگان بگذاریم ، یعنی کسانی که هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسیده است. بیشتر اوقات فقط یک داغ عزیز دیده ایم و این فرصت خوبی است که بیشتر به دیگر عزیزانمان نزدیک شویم و قدر آنها را بدانیم.
4 – مرحله پذیرش که از دید عموم ، به اشتباه فراموشی مردگان نام گذاشته می شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزیزان است. همه باید به این مرحله برسند ولی برنامه ریزی در مورد مرگ اولاً‌ باعث تسهیل این روند می شود ؛ ثانیاً موجب سرعت آن می شود ؛ ثالثاً عوارض منفی ناشی از داغ عزیزان را از بین می برد،‌به علاوه اینکه به ما در خودشناسی بینش می دهد.
استفاده دیگری که از این مراحل می شود ، نحوه تسلی دادن به بازماندگان و داغ دیدگان است. اگر ما با این مراحل آشنا باشیم ، به نحو موثر و مفیدی با بازماندگان همدردی می کنیم.
الف) به فرد داغ دیده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصیحت نکنیم مثلا اینکه «این شتری هست که در خانه همه می خوابه » یا اینکه « تو باید صبور باشی ، تو باید تکیه گاه باشی ». همچنین به او نگوئیم « تو غمگین نباش ، او الان در بهشت جایش خوب است » .
ب )‌ بیشترین کمک ما به داغ دیدگان ابراز همدردی با جملاتی مانند: « فوت عزیزتان برای ما نیز بسیار متاثر کننده بود» یا « واقعا داغ بزرگی برای شما بوده »یا « الان لحظات سختی باید برای شما باشد».
ج )‌ شاید بتوان گفت سکوت و در آغوش گرفتن داغ دیده، کمک بسیار موثری به او در طی کردن مراحل چهارگانه پذیرش مرگ است.
د )‌کمک به داغ دیده در جهت کارهای اجرایی متعدد ‌از قبیل ،‌کارهای پزشکی قانونی، هماهنگی جهت صدور مجوز و کفن و دفن، هماهنگی مراسمات و .... ، بسیار در تسکین داغ دیده موثر است.
هـ )‌ در مرحله سوم یعنی غم ، که معمولاً مراسمات تمام شده و شرکت کننده گان نیز دور فرد را خلوت کرده اند و بیشتر بعد از هفتم یا چهلم نمود پیدا می کند، بهتر است که به این افراد سر بزنیم ، یا آنها را به منزل دعوت کنیم . همچنین با صحبت های شناختی ،‌فلسفی یا توصیه های دینی و نصیحت هایی را که در بند (‌الف ) ‌آورده شده، می توانیم مرحله خروج از غم و پذیرش را سهل کنیم. به شرطی که بستر مناسبی از نظر محیطی فراهم کرده باشیم.
در خاتمه باید به این موضوع اشاره کنیم که برنامه ریزی برای مرگ که در اوائل این یادداشت توضیح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله کنار آمدن با مرگ عزیزان را تسهیل می کند . ثانیاً پرداختن به این برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوی فلسفه زندگی و مرگ می کشاند و می تواند باعث تغییر در رویه زندگی ما شود. با این برنامه ما متوجه این نکته مهم می شویم که آرزوها و برنامه های خیالی و زیادی برای اهداف نه چندان روشن آینده خود داریم ، لیکن مرگ را که کاملا طبیعی و در کنار ماست و مهمترین مرحله زندگی را تشکیل می دهد ، غیر منصفانه نادیده می گیریم.
مرگ را هم اکنون برای خود و عزیزانمان با برنامه قبلی بپذیریم ، قبل از آنکه بدون آمادگی، ما را فراگیرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱

تو


یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .

چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!

همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود

""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""

.یک با یک ...

...

معلم پاي تخته داد مي زد،صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر كلاسي ها لواشك بين خود تقسيم مي كردند
وان يكي در گوشه اي ديگر "جوانان" را ورق مي زد
براي اينكه بي خود هاي و هو مي كرد و با آن شور بي پايان
تساوي هاي جبري را نشان مي داد
با خطي خوانا به روي تخته اي كز ظلمتي تاريك غمگين بود
تساوي را چنين نوشت : يك با يك برابر است.
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست،
هميشه يك نفر بايد به پا خيزد...
به آرامي سخن سر داد:
تساوي، اشتباهي فاحش و محض است
نگاه بچه ها ناگه به يك سو خيره گشت و
معلم مات برجا ماند
و او پرسيد اگر يك فرد انسان، واحد يك بود
آيا باز يك با يك برابر بود؟
سكوت مدهشي بود و سوالي سخت.
معلم خشمگين فرياد زد آري برابر بود.
و او با پوزخندي گفت:
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آنكه زور و زر به دامن داشت بالا بود آنكه
قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت پايين بود؟
اگر يك فرد انسان، واحد يك بود
آنكه صورت نقره گون، چون قرص مه مي داشت بالا بود
وان سيه چرده كه ميناليد پايين بود؟
اگر يك فرد انسان، واحد يك بود
اين تساوي زير و رو مي شد
حال مي پرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفتخواران از كجا آماده مي گرديد؟
يا چه كس ديوار چين ها را بنا مي كرد؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد؟
يا كه زير ضربت شلاق له مي گشت؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد؟
معلم ناله آسا گفت:
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد:
يك با يك برابر نيست

شخصیت کودک

کودک آب زیر کاه...


ادامه نوشته

تربیت تک فرزند

درباره تک فرزندی دو باور وجود دارد. باور نخست اینکه چند فرزندی بسیار دشوارتر از تک فرزندی است. حال آنکه تک فرزندی مشکل‌تر است چون والدین فقط یک فرصت تکرار نشدنی برای تربیت فرزند خود دارند و باور دوم اینکه تک فرزندی بسیار ساده تر از چندفرزندی است. به دلیل کمتر بودن هزینه‌ها، نبود اختلاف بین خواهر و برادرها و... حال آن که تک فرزندی مشکلات روانی خاص خود را پدید می‌آورد. به هر حال تک فرزندی شمشیری دو لبه است که نقاط ضعف و قوت گوناگون دارد.

اما امروزه، زندگی ماشینی باعث شده تا زوج‌ها به داشتن تنها یك فرزند در زندگی خود بسنده كنند.این در حالی است كه والدین تك فرزند همواره احساس گناه می‌كنند چون بر این باورند كه تنها فرزند آنها در طول زندگی خود احساس تنهایی خواهد كرد و به اصطلاح لوس خواهد شد.

اما آیا خانواده‌های تك فرزند واقعا دچار مشكل خواهند شد و اگر پاسخ مثبت است چگونه می‌توان این مشكلات را حل كرد. نظر برجسته‌ترین روانشناسان را در این رابطه مرور می‌كنیم.

 

تنهایی

تنهایی برای یك كودك هم خوب است و هم بد. خوب از این جهت كه والدین مجبور نیستند محبت و توجه خود را میان فرزندانشان تقسیم كنند و بد به این دلیل كه كودك در برقراری ارتباط با دیگران دچار مشكل می‌شود و ممكن است حسود شود. اما برخی دیگر از این   کودکان  از آنجایی که  کسی را ندارند تا با او رقابت یا بازی و دعوا کنند و یا دوست و همدمی در منزل ندارند بنابراین برخی از احساسات را تجربه نمی کنند و فرصتی برای کنترل و مدیریت احساساتشان نخواهند داشت.

چه باید كرد؟

فرصت‌های زیادی برای كودك خود(در سنین قبل از دبستان) بوجود بیاورید تا با بچه‌های همسن ارتباط داشته باشد. برقراری ارتباط کودک با دوستان همسن و سال، کمک شایانی به بلوغ و عاقلانه شدن احساسات وی می کندفرستادن بچه به مهدكودك بهترین راه حل است. مهدکودک و آمادگی مکانی است که در آن کودک می تواند احساسات نابهنجار را در بازی با کودکان هم سن و سال خود تجربه کند. کودکان در سنین مهدکودک دوست دارند بیشتر اوقات را با والدین خود سپری کنند به همین دلیل گاه مهدکودک برای آنان ناراحت کننده است اما آنها نیاز دارند در برخورد و صمیمیت با کودکان هم سن و سال خود تجربه کسب و احساسات خود را عاقلانه کنند.

دعوت دوستان كودك به منزل و رفتن به منزل دوستان یا داشتن همبازی هایی در همسایگی از دیگر فرصت های مناسب است. هنگامی که کودکان مشغول بازی با دوستان هم سن خود هستند ممکن است به رفتارهایی چون مشارکت و ناتوانی در صحبت یا بحث کردن با دیگران برای دفاع از حقوق خود و. . . تمایل داشته باشند، پس والدین باید در این باره با تک فرزند خود صحبت کنند.

همچنین پس از اینكه فرزند شما وارد مدرسه شد ارتباط او با همسن و سالهایش را همواره حفظ كنید.

مثلا با بچه‌های همسایه ارتباط داشته باشد و یا او را در كلاسهای مختلف ثبت‌نام كنید. سعی كنید با بستگان و خانواده‌هایی رفت و آمد داشته باشید كه فرزند همسن فرزند شما دارند.

رشد سریع

تک فرزند بودن، تاثیری بس فراوان  بر مراحل رشد کودک دارد. برخی از کودکان تك فرزند، به دلیل زندگی در یك محیط بزرگسال از لحاظ روحی و روانی بسیار سریعتر رشد می‌كنند و دنیا را از دید بزرگسالان می‌بینند.

چه باید كرد؟

توصیه می شود، شما و همسرتان باید كمتر به فرزندتان به عنوان تنها همدم خود وابستگی داشته باشید. والدین باید همیشه والدین فرزندشان بمانند نه همدم او.

 

توقعات بالا

علت تك فرزندی بسیاری از خانواده‌ها تجمیع تمام امكانات رفاهی برای تنها فرزند خانواده‌ است. با وجود اینكه تجمیع امكانات برای یك بچه احتمال موفقیت وی را بسیار بالا می‌برد اما به موازات آن ممكن است توقعات والدین از فرزند خود را نیز افزایش بدهد.

همین موضوع باعث خواهد شد تا فرزند برای موفق شدن و انجام كارهای بزرگ زیر فشارهای روحی و روانی له شود.

چه باید كرد؟

كوچكترین كارهای فرزند خود را زیر ذره بین قرار ندهید. اجازه بدهید كه وی حریم خصوصی و هویت مستقل برای خود داشته باشد. او باید احساس كند كه شما به خاطر همان چیزی كه هست دوستش دارید و توقعات غیر معمول از وی ندارید.

در فواصل زمانی مشخص با معلمان وی مشورت كنید. آنها می‌دانند كه توانایی‌های فرزند شما تا چه حدی است. در صورت آگاهی از این توانایی‌ها دیگر انتظارات غیر معقول از آنها نخواهید داشت.

 

سرخوردگی

با توجه به اینكه تك فرزند، كانون تمام توجهات و محبت‌های والدین در طول زندگی است به همین دلیل تا زمان ورود به دنیای خارج از خانه همه چیز را بر وفق مراد می‌بیند. اما به محض ورود به این دنیای جدید دچار سرخوردگی می‌شود چون همه چیز دیگر بر وفق مراد او نخواهد بود.

تربیت فرزند یک روند آماده سازی و حمایت کردن نوعی اقدام پیشگیری کننده است. حمایت افراطی از کودکان اجازه نمی دهد که آنان خود را برای رشد و بلوغ احساسات تقویت کنند

چه باید كرد؟

به فرزند خود بیاموزید كه ممكن است در زندگی با ناكامی‌ و مسائل زیادی مواجه شود كه بر وفق مرادش نیستند. اما از همه مهمتر درخواست‌های فرزند خود را به سرعت اجرا نكنید. به او یاد بدهید كه باید برای رسیدن به هدفش تحمل داشته باشد و صبر كند چون دنیای خارج از خانه هم اینگونه است.

یکی دیگراز مسوولیت های والدین ، این است که دنیای پیرامون را برای فرزند خود شرح دهند. داشتن روابط مطلوب با دیگران کار مشکلی است. اگر هر یک از شما کمی کوتاه بیایید می توانید با هم بازی کنید. بهتر است علایق و حساسیت های خودت را برای دیگران روشن کنی. در غیر این صورت آنها متوجه نمی شوند که تو از چه چیزهایی ناراحت می شوی. والدین در محیط خانواده می توانند فرزند خود را تشویق کنند تا احساسات خود را به آنها بگویند. والدین باید خود نمونه این رفتار باشند. آنها همچنین باید به فرزند خود بیاموزند که از درگیری نگریزد و با صراحت و اطمینان با مشکلات و اختلافات روبه رو شود.

تربیت فرزند یک روند آماده سازی و حمایت کردن نوعی اقدام پیشگیری کننده است. حمایت افراطی از کودکان اجازه نمی دهد که آنان خود را برای رشد و بلوغ احساسات تقویت کنند

مژده به علاقمندان ورزش کشتی

به زودی وبلاگ اختصاصی هیت کشتی دورود راه اندازی خواهدشد.اخبارروزکشتی دورود،شناخت پیشکسوتان،ناگفته های کشتی وچندین مطلب متنوع دیگررا دراین وبلاگ مشاهده خواهید کرد.

کسب عنوان نایب قهرمانی آسیاتوسط آقای محمد پیامنی  رابه همشهریان تبریک عرض مینمایم.به امیدموفقیت وی درمسابقات جهانی مجارستان   .

پرورش کودک شاد

 
کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند
ادامه نوشته

روانشناسی لباس


رنگ‌ها، لباس‌ها و روابط اجتماعي
...
از آن‌جايي كه رنگ‌ها در دنياي مد و لباس اهميت خاصي داشته و معاني گوناگوني را انتقال مي‌دهند، طراحان همواره در به‌كار بردن آن‌ها توجه ويژه‌اي نشان داده و به دنبال آن اثرات متفاوتي بر خلق و خوي افراد باقي مي‌گذارند.

 

ادامه نوشته

بزرگان چه می گویند؟

دو كلمه آري و نه كه تلفظ شان آسان است، كلماتي هستند كه براي اداي آنها انديشه و مطالعه فراوان لازم است.((پتياگور))

در به كار بردن كلمه ها دقت كنيم. چون ممكن است يك كلمه ما را عاقل و كلمه ديگر ما را كم عقل جلوه دهد.((كنفوسيوس))

هميشه بايد مراقب سه چيز باشيم : وقتي تنها هستيم مراقب افكار خود، وقتي با خانواده هستيم مراقب اخلاق خود و زماني كه در جامعه هستيم مراقب زبان خود.((مادام داستال))

با خوردن حرف هرگز سوء هاضمه نمي گيريد.((وينستون چرچيل)

حرف حق بر شما تاثير خواهد گذاشت، حتي اگر آن را قبول نداشته باشيد.((بنجامين فرانكلين)) خطاي اين گفته را گزارش دهيد

حيله و خيانت، بيشتر از اشخاص ناتوان سر مي زند.((لارشفوكولد)) در وجود هر يك از ما خائني بنام خودخواهي وجود دارد كه فقط در برابر تملق و چاپلوسي نرم مي شود.((پل والري)

اگر كسي يك بار به تو خيانت كرد، اين اشتباه او است و اگر كسي دوبار به تو خيانت كرد، اين اشتباه تو است.((دالايي لاما‏درستی، زیربنای شخصیت است و ساختن شخصیت، مهم‌ترین وظیفه‌ي ماست. ساختن شخصیت یعنی خودمان را ملزم کنیم که در هر شرایطی صادقانه رفتار کنیم

.‏برای برخورداری از صداقتی معصومانه، باید معصومانه با خودمان صادق باشيم. باید واقعاً با خودتان صادق باشید. فقط انسانی که با عالی‌ترین ارزش‌ها و فضایل، زندگی می‌کند، واقعاً به درستی و صداقت رسیده است.

پایان نامه در مورد ورزش و بهداشت روانی

مقـدمه

بشر از بدو تولد مهم ترين عامل بقای خود را حرکت می دانست فراز از دست حيوانات قدرتمند و وحشی حمله به حيوانات ديگر برای شکار و مصرف گوشت و غذا به اين شکل حرکت مهم ترين رکن زندگی بود با افزايش جمعيت بر روی زمين افرادی که دارای قدرت بدنی بالا بودند برای بدست آوردن آنچه نياز و ميل با مشکل کمتری مواجه بودن و براحتی هر مکان يا دشتی را که برای کشاورزی می خواستند بدست می آوردند .

سالها گذشت تا ورزش بعنوان عامل رقابت و نزديکی قهرمانان ملل مختلف معرفی شد اولين مسابقات در الميپاد کشور يونان بود که قهرمانهای چند کشور در آنجا با هم و حريفان ديگرمبارزه می کردند. قدرت بدنی بالا کافی نبود بلکه بايد با تکنيک و روحيه ی بالا با حريفان مقابله کرد آرامش قبل از مسابقه برای نمايش خوب يک ورزشکار لازم بود حضور علم روانشناسی امروزه فقط به برتری ورزشکار کمک بلکه برای داشتن جامعه ای که بتواند دارای آرامش نسبی باشد و بهداشت روانی آن در سطح بالا باشد و کمک به اعضای يک جامعه ورزش را به عنوان يک راه درمان برای برخی بيماريهای روانی معرفی می کند در اين بحث سعی شده با استفاده از پرسشنامه و منابع علمی بهداشت روانی در ورزشکاران و افراد عادی مورد مقايسه قرار گيرد .

ادامه نوشته

پنج ساعت شگفت انگیز از زندگی زناشویی

 


پنج ساعت شگفت انگیز از زندگی زناشویی

نویسنده:جان گاتمن

هیچ کتاب یا درمانگری نمی تواند همه مشکلات مربوط به زندگی زناشویی شما را حل کند.با گنجاندن این هفت اصل در زندگی مشترک خود،می توانید روند ارتباطتان را تغییر دهید .حتی یک تغییر کوچک و ملایم در مسیر زندگی مشترکتان ،در طول زمان تأثیر مثبت و برجسته ای خواهد داشت.نکته اینجاست که شما باید این تغییر را به وجود آورید و آن را ادامه دهید.بهبود زندگی زناشویی تان نوعی سفر است،درست شبیه همه مسافرتها ،ناباوریها را به دور بریزید ،یک قدم کوچک بردارید و بعد ببینید کجایید و قدم دیگر را بردارید .اگر در جایی گیر کردید یا قدم اشتباهی برداشتید ،دوباره بخشهای مختلف کتاب را بخوانید و ببینید شما در کجای این نقشه واقع شده اید .این گونه قادر خواهید بود تا درمسیردرست حرکت کنید.

ادامه نوشته

سالها گذشت اما مردی چون تو نیامد


2 غلامرضا تختی

غلامرضا تختیغلامرضا تختي در روز پنجم شهريور ماه ۱۳۰۹ در خانواده‌اي متوسط در محله‌ي خاني آباد تهران به دنيا آمد. " رجب خان" - پدر تختي - غير از وي دو پسر و دو دختر ديگر نيز داشت كه همه‌ي آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. " حاج قلي"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده‌ي خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعريف مي‌كنند كه حاج قلي در دكانش بر روي تخت بلندي مي‌نشست و به همين سبب در ميان اهالي خاني آباد به حاج قلي تختي شهرت يافته بود. همين نام بعدها به خانواده‌هاي رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگي" تبديل شد. 
رجب خان با پولي كه از ماترك پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه‌آهن زميني خريده و يك يخچال طبيعي احداث كرده بود واز همين راه مخارج زندگي خانواده‌ي پرجمعيت خود را تامين مي‌كرد.
نخستين واقعه‌اي كه در كودكي غلامرضا روي داد و ضربه‌اي بزرگ و فراموش نشدني بر روح او وارد كرد، آن بود كه مرحوم پدرش براي تامين معاش خانواده‌ي ناچارشد خانه‌ي مسكوني خود را گرو بگذارد.
شادروان تختي به لحاظ مشکلات خانوادگي فقط ۹ سال در دبستان و دبيرستان منوچهري خاني آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتي و ورزش باستاني به باشگاه پولاد رفت. 
تختي در دوران زندگي ورزشي اش رکورد دار شرکت در المپيک ها و کسب بيشترين مدال از اين آوردگاه بود. درچهار دوره المپيک حضور داشت و حاصل آن يک طلا، دو نقره و يک عنوان چهارم بود که در کشي ايران اين امر اتفاق نادري است. جهان پهلوان علاوه بر قهرماني، به لحاظ منش و رفتار انساني و سجاياي اخلاقي پسنديده و جوانمردي و نوع دوستي شهره خاص و عام بوده است. 
او زندگي خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختي در ورزش باستاني و کشتي پهلواني نيز داراي تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ايران شد و هر بار کشتي گيران نامداري را مغلوب کرد.

درادامه عکسهای جالبی می بینید


ادامه نوشته

بی‌اختیاری ادرار چیست ؟

«بي‌ اختياري‌ ادرار» به‌ دفع‌مكرر ادرار در لباس‌ يا رختخواب‌ گفته‌مي‌شــود كه‌ معمولا به‌ صــورت ‌«شب‌ ادراري‌» است ‌، يعني‌ كودك ‌در روز دفع‌ ادرار را كنترل‌ مي‌كند امادر شب‌ و هنگام‌ خواب‌ قادر به‌ اين‌كنترل‌ نخواهد بود. البته‌ سني‌ كه‌ شب‌ادراري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ پديده‌ غيرطبيعي‌تلقي‌ مي‌شود به‌ چندين‌ عامل‌ بستگي‌دارد كه‌ عبارتند از: سني‌ كه‌ كودك‌كنترل‌ ادرار را فراگرفته‌ است‌. جنسيت‌وي ‌، الگو و دفعات‌ بي‌ اختياري‌ وانتظار والدين‌ از كودك‌.

ادامه نوشته

بافرزندان دروغگویی خود چگونه برخورد کنیم؟

حضرت علی (ع) به فرزند خود فرمود: نا خوشی دروغگویی از تمامی ناخوشی ها قبیح تر و ناپسندیده تر است

با كودكان دروغگوي خود چه كنيم؟

تنبیه و دعوا کردن کودکانی که دروغ می گویند، هیچ فایده ای ندارد. بهتر است به جای این کار، ابعاد دنیای تخیلی آنها را تغییر دهیم.

هنگامی که والدین به یکدیگر دروغ می گویند، در واقع به کودک می آموزند که تو نیز می توانی این کار را بکنی. شنیدن دروغ های افراد بزرگسال به هنگام صحبت با تلفن نیز همین اثر را روی کودک دارد.

برخی از کودکان در حدود سن سه سالگی، تمایل شدیدی به دروغ گفتن دارند. به راستی علت آن چیست؟

ادامه نوشته

بگو نه

به سختی “نه” می گویید؟ شما هم مانند بسیاری از مردم، همیشه می کوشید تا نسبت به دیگران و به هزینه ی خودتان خوب باشید؟ …

نترس، قاطعانه بایست  و بگو نه!

به احتمال زیاد برای شما شرایطی پیش آمده که "نه"  گفتن سخت بوده است. می توانید آخرین باری که در این موقعیت قرار گرفتید را به یاد آورید؟ آیا شما مجبور به پذیرش شرایطی شدید که اصلا دوست نداشتید و مدتها از آن احساس رنجش داشتید یا اینکه….. فرض کنید در یک برنامه ریزی دقیق با دوستانتان، تصمیم گرفته اید تعطیلات آخر هفته را به تفریح بروید اما والدینتان می گویند ترجیح می دهند این هفته را با هم و در کنار هم باشید. شاید هم یک لباس نو خریده اید و دوستی می خواهد آن را قرض بگیرد و یا اینکه کسی از شما می خواهد با او به مسافرت روید در حالیکه از او خوشتان نمی آید. یکی از دوستانتان از شما می خواهد او را در شرکت در یک مهمانی همراهی کنید در صورتی که علاقه ای به این کار ندارید

ادامه نوشته

لحظات موفق در تربیت بچه ها

تربيت مهمترين مسئوليت پدر و مادر نسبت به فرزند است. آينده ي كودك در گرو رفتار صحيح والدين و نشان دادن عكس العملهاي مناسب در موقعيتهاي خاص است. در عين حساس بودن تربيت صحيح، با عمل به چند نكته مي توان با موفقيت بدان رسيد. ما به عنوان والدين موفق بايد فرزندانمان را به گونه اي ترغيب كنيم كه از درون، احساس خوبي نسبت به خود داشته باشند و اعتماد به نفسشان تقويت شود و احساس كنند مورد علاقه ما هستند. اگر فرزندان توسط ما در چنين شرايطي قرار گيرند ديگر برآورده نشدن نياز به قدرت يا محبت، آنها را به سمت انحراف نمي كشد. چند روش زير به كودكان ما كمك مي كند كه حس بهتري نسبت به خود پيدا كنند و احساس امنيت كنند.

ادامه نوشته

چطور با کودک بازی کنیم؟

خانه و خانواده | چطور با کودک بازی کنیم؟ کودک شما در سنین متفاوت نیاز به انجام بازی های متفاوتی دارد که با رشد مغزی او تطبیق داشته باشد و انجام این بازی ها می تواند به رشد و تکامل روانی و عقلانی کودک کمک کند
 

راهنمای زیر چگونگی بازی کردن با کودک را بر حسب سن او بیان می کند:

از هنگام تولد تا چهارماهگی

برای کودک کتاب قصه بخوانید؛ برای او شکلک در بیاورید؛ بدنش را قلقلک بدهید؛ به آرامی اشیایی مانند یک جغجغه با رنگ درخشان را در برابر چشم های نوزاد حرکت بدهید؛ ترانه های ساده و لالایی ها با عبارت های تکرار شونده برای او بخوانید؛ هر کاری را که خودتان و نوزادتان انجام می دهد را برای او تعریف کنید، برای مثال "خوب حالا می ریم سوار ماشین بشیم؛ تو رو میذارم توی صندلیت؛ مامان داره میاد توی ماشین."

ادامه نوشته

نحوی رفتار با فرزندانمان در سن بلوغ

مـدرسه رفتـن هـم چنـدان ســاده نیستند، گاهی اتفاق می افتد که کودک دچار ناراحتی شـده، اصلاً دوست ندارد به مدرسه برود و این والدین هستند که باید از پس روزهایی که دلم نمی خواهد به مدرسه بروم، بر بیاند. با وجود همه این مشلات شاید برخی از افراد تصور کنند که چرا دوران نوجوانی، زمانی که فزرند پا به سن بلوغ می گذارد، سخت تر از سایر دوره های زندگی اوست؟

باید در نظر داشت که این دوران از حساس ترین دوره های زندگی همه افراد به شمار می رود و فرزند شما، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی و اخلاقی دچار تغییرات بیشماری می شود. این مرحله برای اکثر خانواده قدری گیج کننده و مشکل آفرین است.

شاید زمانی که صحبت از این دوره زندگی بچه ها به میان می آید، برخی از افراد تفکرات منفی داشته باشند، اما بر خلاف تصور عموم، نوجوان در این دوران دارای انرژی سرشاری شده، فکر می کند، ایده آل گرا می شود، و به دنبال امتیازات مساوی و حقوق مسلم خود بر می آید. در طی این زمان وظیفه والدین است که به فرزند خود کمک کنند تا رشد کرده و خصوصیات غریزی خود در جهت رسیدن به کمال سوق دهد.

درک صحیح دوران بلوغ

خوب سن بلوغ دقیقاً چه زمانی است؟ پاسخی که شما می توانید در برابر این پرسش به فرزند خود بدهید بدین شرح است: این سن در هر فرد متفاوت است. برخی از افراد خیلی سریع بالغ می شوند، عده ای دیر تر و بعضی ها هم به طور متعادل به این سن می رسند. به هر حال همه این دوره ها جزء موردهای طبیعی به شمار می روند

ادامه نوشته

کلام کوروش

کلام بزرگان/ يكي از مورخان معروف يوناني كه در زمان هخامنشيان مي زيست،گزنفون(430 تا352ق م)بود.او يكي از شاگردان سقراط (م 399ق م) حكيم معروف يوناني بود.وي داراي چند كتاب در مورد ايران است. در كورش نامه خود،وصيت نامه كورش كبير را نگاشته است.كورش كبير(559 تا 529 ق م) بزرگترين پادشاه ايران قديم مي باشد.او در كنار اسكندر و قيصر(ژول سزار) يكي از پادشاهان بزرگ و مشهور جهان مي باشد.كورش از چند جهت داراي معروفيت ميباشد:نخست آنكه پيامبران بني اسرائيل او را ستوده اند و براي او احترام زيادي قائل بوده اند. ديگر آنكه كورش در نظر مورخان قديم و جديد،باني بزرگترين دولت مقتدر مي باشد.

اما اگر به ديده انصاف بنگريم،كوروش از حيث فتوحات معروفيت پيدا نكرده است.آنچه او را شهره خاص و عام ساخت،رفتار و منش دادگرانه او بود.در شهرها پس از فتوحات كشتار نميكرد و به مقدسات آنها احترام ميگذارد.طبق نظر مورخين،او سرداري دلير و كاردان به سياست بود.

وصيت نامه او به راستي نمونه كامل يك برنامه درست وكامل زندگيست.بهتر است وصيت نامه او را از زبان گزنفن بشنويم:

فرزندان من،دوستان من!اكنون به پايان زندگی نزديك گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشكار دريافته‌ام.وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكی، جوانی و پيری بخت‌يار بوده‌ام.

ادامه نوشته

برندگان وبازندگان چه می گویند؟

برنده، بيش از بازنده كار انجام مي دهد، و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده، هميشه «آنقدر گرفتار» است كه نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد.

وقتي برنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «اشتباه كردم»
وقتي بازنده اي مرتكب اشتباه مي شود، مي گويد «تقصير من نبود»

برنده، مي داند به خاطر چه چيزي پيكاركند، و بر سر چه چيزي توافق و سازش نمايد.
بازنده، آن جا كه نبايد سازش مي كند، و به خاطر چيزي كه ارزش ندارد، مبارزه مي كند.

برنده، با جبران اشتباهش تأسف و پشيماني خود را نشان مي دهد.
بازنده، مي گويد «متأسفم»، اما در آينده اشتباه خود را تكرار مي كند.

برنده، گوش مي دهد.
بازنده، فقط منتظر رسيدن نوبت خود، براي حرف زدن است.

برنده مي گويد: «بايد راه بهتري هم وجود داشته باشد»
بازنده مي گويد: «تا بوده همين بوده و تا هست همين است»

برنده، به افراد برتر از خود احترام مي گذارد، و سعي مي كند تا از آنان چيزي بياموزد.
بازنده، از افراد برتر از خود نفرت داشته، و در پي يافتن نقاط ضعف آنان است.

برنده، گام هاي متعادلي دارد.
بازنده، دو نوع سرعت دارد، يا خيلي تند و يا خيلي كند.

برنده، مي داند كه گاهي اوقات پيروزي به بهاي بسيار گراني بدست مي آيد.
بازنده، بسيار مشتاق برنده شدن است، در جايي كه نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است.

برنده، مشكلي بزرگ را انتخاب مي كند، و آن را به اجزاي كوچكتر تفكيك مي كند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده، مشكلات كوچك را آنچنان به هم مي آميزد، كه ديگر قابل حل شدن نيستند.

برنده، از اشتباهات خود درس مي گيرد.
بازنده، از ترس مرتكب شدن اشتباه، ياد گرفته كه اقدام به هيچ كاري نكند.

بازنده، شكست هاي خود را ناشي از تبعيض يا سياست مي داند.
برنده، ترجيح مي دهد كه خود را مسئول شكست هايش بداند، و نه ديگران را.

بازنده، به قضا و قدر اعتقاد دارد.
برنده، معتقد است، ما با كارهاي درست و اشتباه خود، سرنوشت خويش را تعيين مي كنيم.

برنده،سعي‌مي‌كند رفتارهاي خود را براساس نتايج آنها قضاوت‌كند، ورفتارهاي ديگران را، براساس قصدونيت آنها ارزيابي كند.
بازنده، رفتارهاي خود را بر اساس قصد و نيت خويش و رفتارهاي ديگران را بر اساس نتايج آنها ارزيابي مي كند.

برنده، پس از بيان نكته اصلي مورد نظرش، لب از سخن فرو مي بندد.
بازنده، آنقدر به صحبت ادامه مي دهد، كه نكته اصلي را فراموش مي كند.

برنده، حتي زماني كه ديگران وي را به عنوان يك خبره مي شناسند، مي داند كه هنوز خيلي چيزها را نمي داند.
بازنده، مي خواهد كه ديگران او را يك خبره بدانند، و اين نكته كه « بسيار كم مي دانم» را هنوز نياموخته است.

منتخب از كتاب «برندگان و بازندگان» نوشته «سيدني جي. هريس»

زن کیست؟

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ..... (دکتر علی شریعتی)

روشهای برای تقویت احساس مسئولیت بچه ها

۱۰ روش برای داشتن فرزندانی مسؤلیت پذیر

۱۰ روش برای داشتن فرزندانی مسؤلیت پذیر

 

 

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید…
به گزارش خبرنگار اجتماعی رهوا :همه ی ما دوست داریم فرزندانی مسئولیت پذیر داشته باشیم. اما چطور می توانیم اطمینان یابیم که فرزندانمان این درس ها را به خوبی آموزش می بینند؟ در این مقاله چند راه برای مسئولیت پذیر کردن فرزندانتان به شما نشان می دهیم.

بچه های کوچک، حتی بچه های دو ساله، علاقه ی خیلی زیادی به کمک کردن دارند. اگر صبور و خلاق باشید، مطمئن باشید خیلی بیشتر از آنچه شما فکر می کنید از دستشان برمی آید. اینکار باعث می شود وقتی بزرگتر شدند، در کارهایشان اعتماد به نفس و شور و اشتیاق داشته باشند.

اگر می خواهید حس مسئولیت پذیری به صورت طبیعی و عمقی در وجود فرزندانتان شکل گیرد، باید بتوانند ارزش واقعی کارهایشان را درک کنند. اگر فقط روی چیزی که به عنوان پاداش خواهند گرفت متمرکز شوند، این را یاد نخواهند گرفت.

اگر عادت کرده اند که همیشه وسایل بازیشان را جایی جا بگذارند، باید بگذارید با نتایج و عواقب کارهایشان هم روبه رو شوند. شاید لازم باشد که برای بازی بعدیشان از کسی دستکش قرض بگیرند، یا شاید هم اگر گم شده باشد، مجبور شوند یک دستکش نو بخرند. اگر هر وقت که چیزی را گم می کنند شما کمکشان کنید، هیچوقت در زندگی مسئولیت پذیر نخواهند شد.

هر رفتاری که از آنها می بینید و خوشتان می آید را جلوی خودشان به زبان بیاورید. اینکار باعث می شود با شور و شوق بیشتری باز آن کار را تکرار کنند.

مسئولیت پذیری را به عنوان یک ارزش خانوادگی به آنها معرفی کنید و اهمیت آن را برایشان توضیح دهید.

آنها همه چیز را از شما یاد می گیرند، پس مراقب رفتارهایتان باشید. سعی کنید همیشه خوش قول باشید. مطمئن باشید که آنها همه ی کارهایتان را زیر ذره بین دارند.

بگذارید از همان دوران کودکی، تصمیمات مربوط به امور مالیشان را خودشان بگیرند. با این روش خیلی زود چم و خم پول خرج کردن دستشان می آید. اما اگر زود پولشان را تمام کردند، تنبیهشان نکنید.

باور شما به مسئولیت پذیری آنها، خیلی زود به خودشان منتقل خواهد شد و سطح توقعاتشان را بالاتر خواهند برد. حتی وقتی خرابکاری می کنند هم این باور را از دست ندهید.

با آنها صحبت کنید و بگویید که توقع چه رفتاری از آنها را دارید. وقتی آنها ندانند که مسئولیت پذیری چیست، چطور می توانند مسئولیت پذیر باشند؟

۱) از همان بچگی بعضی از کارها را به آنها واگذار کنید. ۲) برای کارهایشان پاداش نگذارید. ۳) وقتی اشتباه میکنند، عواقبی طبیعی برای آنها در نظر بگیرید. ۴) وقتی می بینید جایی احساس مسئولیت کرده اند، آن را بر زبان بیاورید. ۵) هر از گاهی درمورد مسئولیت پذیری با آنها صحبت کنید. ۶) خودتان الگوی مسئولیت پذیری برای فرزندانتان باشید. ۷) از همان کودکی به آنها پول توجیبی بدهید. ۸) باور داشته باشید که کودکانتان مسئولیت پذیر هستند. ۹) به آنها یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشند. ۱۰) از دیگران هم راهنمایی و کمک بگیرید.
بعضی وقت ها خیلی سخت است که خودتان بفهمید در برخورد با فرزندتان خیلی سخت گیرید یا آسان گیر. می توانید با پدر و مادرهای دیگر صحبت کنید، کتاب بخوانید، به مشاوران مخصوص مراجعه کنید، هر کاری از دستتان برمی آید انجام دهید تا احساس کنید که برای بار آوردن فرندتان تنها نیستید

درددل

 آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست

آواز عاشقانه ي ما در گلو شکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
ديگر دلم هواي سرودن نميکند
تنها بهانه ي ما در گلو شکست
سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست
اي داد کس به داغ دل باغ دل نداد
اي واي هاي هاي عزا در گلو شکست
آن روزهاي خوب که ديديم خواب بود
خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظي کنم
بغضم امان نداد و خدا....در گلو شکست 

 ق.امین پور

خستگی از زندگی مشترک


خستگی از زندگی مشترک

کیفیت رابطه‏ی زناشویی هر کسی، نتیجه‏ی باورها، اندیشه‏ها، رفتار و کردار خویش بوده و به تصمیمات و عملکرد گذشته‏اش مربوط می‏شود. به عبارت دیگر، رابطه‏ی زناشویی مطلوب یا نامطلوب هر کسی، چه از زندگی مشترک راضی باشد و چه ناراضی، بازتاب باورها، اندیشه‏ها و کنش و واکنش‏ رفتار از بدو ازدواج خویش است و همان چیزی ا‏ست که یا خواستار آن بوده یا زیر بار آن رفته است.
برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟

ادامه نوشته

نصايح زرتشت به پسرش

گذشته را فراموش كن و بدانچه نرسيده اي رنج و اندوه مخور
قبل از جواب دادن فكر كن
هيچكس را تمسخر مكن
نه به راست ونه به دروغ قسم مخور
خود براي خود زن انتخاب كن
به شر و دشمني كسي راضي مشو
تا حدي كه ميتواني از مال خود داد ودهش كن
كسي را فريب مده تا دردمند نشوي
از هركس وهر چيز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره ي خوب يابي
بيگناه باش تا بيم نداشته باشي
سپاس دار باش تا لايق نيكي باشي
بامردم يگانه باش تا محرم ومشهور شوي
راستگو باش تا استقامت داشته باشي
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي
روح خود را به خشم وكينه الوده مساز
هرگز ترشرو وبد خلق مباش
سحر خيز باش تا كار خود دا به نيكي تمام كني.......

دروغ چرا؟

پرسشی از دکتر نسرین امیری روان پزشک کودک و نوجوان
دروغ گفتن، یکی از رفتارهای متداول کودکان ۴، ۵ ساله است که نمی توان به آن بی توجه بود. روان شناسان می گویند...

بیشتر کودکانی که در این سن و سال دروغ می گویند، قصد فریب والدین خود را ندارند و از آن به عنوان راهی برای فرار از مجازات استفاده می کنند. البته گاهی نیز کودکان با جعل داستان یا با طرح مبالغه آمیز بعضی واقعیات تلاش می کنند

ادامه نوشته

نحوه برخورد با کودکان لوس

کودکان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌ کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌آورد، و تعیین‌ کنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌ شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ بگیرند
ادامه نوشته

بیش فعالی چست؟ چطورباآن برخورد کنیم؟

دیدکلی

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است
ادامه نوشته